بالکن

دیشب ساعت را گذاشتم زنگ بزند صبح بیدار بشوم بروم این پارکِ نزدیکِ خانه کمی راه بروم، آن قدر یک جا نشسته ام که این عضلات خشک شده اند. ساعت زنگ زد، حالِ بیدار شدن نداشتم، دوباره گرفتم خوابیدم.

از خواب که بیدار شدم دنبالِ یک چیزی تویِ یخچال می گشتم که قابلِ خوردن باشد، یک ذره هویجِ آب پز از دیشب داشتیم با زیتونِ سبزِ بدون هسته ریختم تویِ مخلوط کن، یک ذره روغن زیتون و فلفل سیاه هم اضافه کردم، معجونِ خوشمزه ای شد که می شود با پنیر خورد، تویِ بالکنِ فسقلی خانه نشستم و در حضورِ ریزگرد ها که دوباره سر و کله شان تویِ تهران پیدا شده، صبحانه خوردم.

بعد از صبحانه رفتم شرق خریدم، مدت ها بود بعد از آن امید هایی که مدام بر باد می رفت با میل و رغبت، با حوصله روزنامه نخوانده بودم، می خواهم دوباره عادتِ روزنامه خواندن ام را از سر بگیرم، فقط کسی این جا می داند سایتِ شرق چرا راه نمی افتد، نکند هنوز خیلی به ادامه ی حیاتِ شان مطمئن نیستند؟

برایِ ناهار می خواهم پاستا با فیله مرغ و بروکلی درست کنم، یادم باشد پنیر پارمزانِ حسابی هم بریزم که خودم دوست دارم. فعلا حال ام خوب است، بعد از ناهار باید قورباغه ام را قورت بدهم -سلام کیمیا- و دوباره بیافتم دنبالِ کارهایِ این پایان نامه ی لعنتی.

فعلا حال ام خوب است…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بالکن

  1. پایان نامه…پایان نامه…اساتید دانشگاه…آقایان قصر…انگار همیشه باید یک خوره مغزی باشد…انگار مثلا اگر ما بیشتر صبح ها را با یک احساس نگرانی مزخرف (در صورت خوش شانسی با احساس کسالت!) شروع نکنیم اموراتمان نمیگذرد! …همه ما در گناه تحصیل، دروغ و سر هم بندی شریک هستیم…

  2. سلام مسعود.
    پایان نامه، یه قورباغه ست به اندازه ی یه خونه که نمی شه راحت قورتش داد!ولش کن بابا . زندگیمون رو پاک ریخته به هم، بیست صفحه ی ناقابل پروپوزال.
    تنبل. چرا صبح بیدار نشدی؟ همینجوریش هم یک سوم عمرمون به خواب می گذره(یا دو سوم؟!). ولی صبحانه ت عالی بود . البته اگه به پای صبحانه ی امروز من برسه : نان تست فیبردار+کره ی بادوم زمینی+عسل+چای . اینقدر خوردم که ناهار رو نتونستم بخورم!
    بهت گفته م که اخبار خوندن من چطوریه… میرم توی سایت فارس نیوز و رجا نیوز(!) و تمام عنوان های خبری رو برعکس می خونم.. اینجوری می فهمم که واقعاً چه خبره! یه جورایی مازوخیست هستم . مگه نه؟

  3. salam .ina hame ro tanhai mikhori ?ru in miz 7,8 ta saligheye mokhtalef mishe did vali un boshghabe siah ba tutfarangiaye ghermezo payam

  4. عجب صبحانه !! کلا به خودت میرسی ها . یه مدت بمونی تهران آشپزیت خوب میشه 😉

  5. عد میگی نمی دونم چرا چاق میشم؟؟!!!!!!! همین جور پیش بری از مرد ٍ چاق هم رد میشی.می دونی که با کیم؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s