سیزده شباهت

1-    کتاب ها و روسپی ها را می توان به بستر برد.

2-    کتاب ها و روسپی ها زمان را در هم می بافند، بر شب مانندِ روز، و بر روز مانندِ شب حکم می کنند.

3-    نه کتاب ها برای دقیقه ها ارزش قائلند، و نه روسپی ها. اما آشنایی نزدیک تر با آنها نشان می دهد در واقع چقدر عجول اند. همین که توجه مان به آنها معطوف شود، شروع به شمردن دقیقه ها می کنند.

4-    کتاب ها و روسپی ها همواره در عشقی ناکامیاب نسبت به یکدیگر به سر برده اند.

5-    کتاب ها و روسپی ها هر دو مردان ویژه ی خود را دارند؛ مردانی که از طریقِ آن ها گذران روزگار می کنند؛ و عذاب شان می دهند، در این زمینه، مردانِ ویژه ی کتاب ها منتقدان اند.

6-    کتاب ها و روسپی ها در موسسه هایِ عمومی جای دارند- مشتری هر دو دانشجویان اند.

7-    کتاب ها و روسپی ها- به ندرت کسی که تصاحب شان می کند، شاهد مرگ شان می شود. پیش از آن که عمرشان به سر برسد گم و گور می شوند.

8-    کتاب ها و روسپی ها خیلی علاقه دارند توضیح دهند چگونه به این روز و حال افتاده اند: و از گفتن هیچ دروغی فروگذار نمی کنند. در واقع، اغلب، سیر و چگونگیِ ماجرا را متوجه نشده اند، سال ها دنبال «دل شان» رفته اند، و روزی بدنی فربه در همان نقطه ای برای خودفروشی می ایستد که صرفا برای «آموختن درس زندگی» توقفی داشته است.

9-    کتاب ها و روسپی ها وقتی نمایش می دهند، دوست دارند پشت کنند.

10-           کتاب ها و روسپی ها زاد و رود شان زیاد است.

11-           کتاب ها و روسپی ها- «راهبه ی پیر-روسپی جوان». چقدر کتاب هست که زمانی بدنام بود و اکنون راهنمای جوانان است.

12-           کتاب ها و روسپی ها دعوا مرافعه های شان را جلو چشم همه می کنند.

13-           کتاب ها و روسپی ها- پانویس های یکی، اسکناس های دیگری در جوراب های بلندش است.

خیابان یک طرفه- والتر بنیامین- ترجمه ی حمید فرازنده- نشر مرکز

Advertisements