یک بارِ دیگر

چند تا کتاب یک جایی گوشۀ قفسۀ یک کتابفروشی دارند خاک می خورند و منتظرند تا ما کشفشان کنیم؟؟ چند تا ایستگاه رادیویی و تلویزیونی هست که ما هنوز پیچ رادیو و آنتن تلویزیونمان را به سمتِ شان نچرخانده ایم و صدا و تصویرشان را ندیده ایم و نشنیده ایم؟؟ چند تا کارگردان هست که منتظرند تا ما در دنیای فیلمهایِ شان غرق شویم؟؟ چند تا آدم هست که یک جایی گوشۀ دنیا منتظر ما نشسته اند و شاید هیچ وقت به هم نرسیم؟؟ چند تا وبلاگ هست که باید دنیایِ ذهنیِ صاحب اش را کشف کنیم؟ چند تا نقش هست که باید بازی کنیم، چند تا سرنوشت هست که می توانستیم داشته باشیم و نداریم؟؟ چند تا صدای خوب هست که هنوز به گوشمان نخورده است؟؟ چند تا شهر و ده و روستا هست که هنوز چشممان بهشان نیفتاده است؟؟ چند تا جا توی این دنیا هست که پاهای ما هنوز زمینشان را لمس نکرده است؟؟ چند تا؟؟

و چقدر وقت مانده برای تجربه کردنِ همه ی این ها؟

چند تا و چه قدر وقت؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”یک بارِ دیگر

  1. اینجوری که تو گفتی … از اونجاییکه اصلاً وقت نداریم برای این همه کشف ، بهتره سرمون رو بذاریم و بمیریم !!
    من وقتی فکر می کنم که چقدر جاهای نادیدیه و سفرهای نرفته توی لیستم دارم و فعلاً با این کار لعنتی گیر افتادم ، عصبی می شم.

  2. وقت خیلی کمه . تا چشم باز میکنی میبینی چند سال گذشته و هنوز اندر خم یک کوچه هستی . چند تا سرنوشت هست که می توانستیم داشته باشیم و نداریم؟؟ اتفاقا چند روز قبل داشتم فکر میکردم که بعضی اتفاقهای کوچیک چقدر میتونن سرنوشت آدم رو تغییر بدن . یه پست هم نوشتم ولی هنوز نذاشتم تو وبلاگم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s