بغضِ این ابرِ سیاه، کاش هیچ وقت تموم نشه!

عصر جلویِ سینما آزادی ایستاده بودم خبر رسید که اهواز داره بارونِ دم اسبی می زنه، تهران هنوز ابر بود و خبری از بارون نبود. از سینما که بیرون زدیم نم نم می بارید -اصطلاحِ تخصصی اش یادم رفته، یکی تقلب برسونه- شب که خونه رسیدم بغضِ ارغوانیِ فرزانه رو خوندم، یادم افتاد که اوایل که رفته بودم اهواز وقتی بارون می زد و نیم ساعتِ کلِ حیاط و کوچه و خیابون رو آب برمی داشت، وحشت می کردم.

برایِ فرزانه نوشتم که به نظرم این آسمان به اندازه یِ تمامِ روزهایِ امسال بغض برایِ ترکاندن دارد، به اندازه ی تمامِ دروغ هایی که می گویند خشکسالی می آورد، فعلا که دارد می بارد، اگر این دروغ های لعنتی بگذارند…

شنبه تان مبارک.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بغضِ این ابرِ سیاه، کاش هیچ وقت تموم نشه!

  1. فکر میکنم هفته قبل بود.به کوچه که نگاه کرد انگار داشتم از خشکی و تشنگی خفه میشدم.نم نم بارون 5 دقیقه بعد و تگرگ و باران مداوم که وقتی به شیشه ماشین میخورد چیزی دیده نمیشد رو برای شب تجربه کردم.بارhن امشب هم ذوق زده ام کرد.
    خیلی دوست دارم همچین باران ترسناکی رو تجربه کنم البته وقتی سرپناهی داشته باشم:)

  2. آهنگ ليلا فروهر رو داري؟
    ببار بارون ببار
    سيراب بکن اين زمين رو
    قسم به اون….

    ما همچنان به قول رئيس جمهور (!!!!) ا. ن مفتخريم خاک کربلا بر سرمون بباره

  3. اره اينجا هم داره ميباره.يادمه تيرماه بود دلم بارون خواست اي باريد اي باريد…نصفه شب پاشدم رفتم تو حياط كه دم كرده بود تا خود صبح

  4. فکر کنم نیف نیف باشه . ولی بارون اهواز هم فقط نیم ساعت طول کشید . اما خوب بود هوا یه کم خنک شد .
    بله بغض آسمان هم مثل آدمها ترکید .

  5. چرا بعضیا از بارون بدشون میاد؟من دلم میخواد یه شب که بارون میزنه پابرهنه راه بیفتم تو خیابونا…به نظرم خیلی حیفه آدم بمیره و نفهمه که این چه جور حسی میتونه باشه.کی میرسه اون روز؟یعنی اون شب

  6. من که عمیقا به رابطه متقابل طبیعت و انسان معتقد هستم.. اگرچه بگن طبیعت گرا و خرافاتیم ولی واقعا بد کردی بد می بینب .. پدر سوختگی هایی که از اطرافیانم می بینم دهن زمین مشکافونه و دهن آسمون بند میاره از تعجب

  7. ديشب تا نيمه هاي شب كرج باران مي باريد كمي وحشتناك بود…با دل پر بغض….. يكي با دل پر بغض هي حرف بزنه خب آدم هم مي ترسه هم از اين كه مسول شنيدن حرفاشه يه جوري ميشه نه؟…ميدوني از دو تا خونه قبليت مطالبت رو دنبال مي كنم و اين كه هميشه دوست داشتم جزيات زندگي يه شخص رو با تمام احساس هايي كه از پيرامونش داره رو بخونم..و گاهي از اين بيان احساساتت به وجد ميام…ازت ممنونم.

    اين هم يه آهنگ زيبا كه فكر كنم شنيديد..اما خب من دوستش مي دارم چون بارانيه…ياد ارسباران و جلفا ميفتم…بي دليل و با دليل.(اين رو عمدن نوشتم..چون اندر باب مكان هاي عمومي چند وقته ننوشتين هااااااااااا)

    http://www.4shared.com/download/41582225/f8abd7a1/Eilya_Monfared_-_Baroon.html?s=1

    بارون میزنه روی گونه هام

    می باره روی شونه هام

    بــــــــــارووووووووون

  8. بسکه پیدا بودی
    هیچکس با خبر از نام و نشان تو نبود
    چشمه ای صاف
    نهان در دل کوه
    غنچه ای سرخ
    نهان در دل مه
    هیچکس
    در پی روح جوان تو نبود
    نگران همه بودی اما
    هیچکس
    نگران تو نبود

    عمران صلاحی

  9. آقا همینجا اعلام می کنم . نه نه . تکذیب می کنم : من ، کیمیا ، نه مینا میشناسم ، نه مسعود می شناسم ، نه مهمونی ، نه شام اسپشیال ! (در اولین فرصت هم از کشور خارج می شم !)

  10. مسعود تو رو خدا ببین بخاطر خسیسی چه راحت فروختمون ها . 😦
    بیا خودم یه شام یا نهار حسابی درست میکنم . هومن رو هم میگیم بیاد تا کیمیا حسابی دلش بسوزه . با ماشین جدید هومن میریم بلوار . 😉

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s