گورستان شهرداری

آخرای بهشت زهرا

چَن هکتار زمینِ بی صاحب هَس

با چَن هزار تا سنگِ گورِ لَب به لَب

که هیچ اسمی روشون کَنده نَشده!

هَر دَه سال یه بار

اون زمینُ با لُدِر شخم می زننُ

مُرده هایِ تازه می کارن!

هیشکی ام نمی دونه

که این همه مُرده ی بی شناسنامه

نفله ی کدوم تیرِ غیبی اَن!

یغما گلرویی– از مجموعه ی اینجا ایران است و من تو را دوست دارم

پی نوشت: می دانی تازگی ها اولِ صبح هایِ من پر از شعر و ترانه است، اولِ صبح از کتاب هایِ بالایِ تختم یک دانه شان را برمی دارم و تنها برایِ خودم می خوانم. سهمِ امروزم این ترانه یِ یغما شد. به این فکر می کنم که اگر تو بودی برایِ تو هم می خواندم، بلند بلند می خواندم و تو باید فقط نگاهم می کردی، بی حرکت چشم تویِ چشم…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”گورستان شهرداری

  1. متاسفانه اينقدر اين شعر متاثرم كرد كه سه خط پي نوشتشو نميتونم تصور كنم…يعني هنوز تو جو اون گورستانه ام!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s