نیش زنبور

  1. نیشِ زنبور در کوتاه ترین زمان ممکن ساخته شده و در بهترین گروه سینمایی هم به اکران رسیده است. تهیه کننده فیلم اعتقاد دارد که نیش زنبور نسبت به باقی کمدی هایِ روی پرده کمدی متفاوتی است ولی نمی دانم چرا بعد از این همه سال کمدی سازی و در دوره ای که اوج ساخت فیلم های کمدی است چرا خبری از کمدی ساز های موفق مان نیست و چرا هنوز وقتی اسم کمدی خوب می آید جز چند نمونه محدود مثل اجاره نشین ها، آپارتمان شماره 13، مرد عوضی و نان، عشق و موتور هزار چیز دیگری یادمان نمی آید؟
  2. رضا کیانیان که طرح اولیه فیلم هم متعلق به اوست احتمالا می خواسته توانایی اش را در یک کار کمدی محک بزند و رضا عطاران تقریبا با تکرار دوباره نقشی مشابه کارهای تلویزیونی اش یعنی یک فردِ فرصت طلب و حتی مولفه های مشابه مثل زندانی شدن در توالت از دو طیفِ سینمایی متفاوت روبرویِ هم قرار می گیرند. عطاران مدت هاست منهایِ آثار تلویزیونی اش در سینما در کمدی هایِ عامه پسندی مثلِ کلاهی برای باران، خروس جنگی و آقای هفت رنگ بازی کرده و تقریبا هر بار هم نقشی مشابه را با شیرینیِ خاصی تکرار کرده است. کیانیان این اواخر بازیگر گزیده کاری بوده که حضورش در یک کمدی عامه پسند کمی دور از ذهن به نظر می رسد، هرچند در سینمایِ آمریکا بازیگری مثلِ رابرت دنیرو هم در میان سالی حضور در کمدی هایِ عامه پسندی مثل ملاقات با خانواده فاکرها را در کارنامه دارد.
  3. فیلمنامه ی سروش صحت، بعد از فیلمنامه ی سینمایی نوک برج و چند سریالِ پربیننده ی رضا عطاران و کارگردانی حمیدرضا صلاحمند بعد از فیلمِ ناموفقِ زمانه، بر محور رابطه ی اسد و رضا که با فریب دادنِ پیرزن هایِ ثروتمند پول به جیب می زنند، تقریبا تمامِ کلیشه ها و قواعدِ این نوع کمدی ها که بر پایه کلاهبرداری و رو دست زدن و رکب خوردن شخصیت ها از همدیگر شکل می گیرد را رعایت می کند. برایِ تماشاگری که انواعِ هالیوودی این سبک فیلم ها را زیاد دیده باشد احتمالا درک این نکته که افسانه (مریلا زارعی) و مرجان (الیزابت امینی) در واقع نسخه هایِ زنانه شخصیت های اسد و رضا هستند در میانه ی فیام شاید کار چندان مشکلی نباشد و این همان برگِ برنده ای است که فیلم می خواهد در پایان آن را رو کند. شاید تنها نکته ی متفاوت فیلم همان حضور رضا کیانیان باشد که کارگردان و تهیه کننده ی فیلم برخلاف دیگر آثاری که این روزها به اسم کمدی اکران می شوند دنبال چند چهره ی تلویزیونی که معمولا حضورشان فروش این آثار را تضمین می کند نرفته اند و با این کار اتفاقا طیف وسیع تری از تماشاگران را هم نشانه گرفته اند.
  4. چه بر سر نسل تازه ی فیلمسازی در ایران می آید؟ از میانِ نسلِ تازه یکی می شود اصغر فرهادی که از داستان یک شهر و رقص در غبار به چهارشنبه سوری و درباره الی… می رسد، یکی می شود آرش معیریان که از استادی در دانشکده سینما به کما و شارلاتان و احضار شدگان می رسد، یکی می شود حمید رضا صلاحمند که از دستیاری بیضایی و مخملباف به زمانه و نیش زنبور می رسد، یکی می شود مازیار میری که از به آهستگی می رسد به کتاب قانون و سریال گاو صندوق، یکی می شود کیوان علی محمدی و امید بنکدار که از فیلم هایِ کوتاهی مثلِ عشق تنهاست و… می رسند به شبانه و بعد تر شبانه روز که با وجود حضورِ ستاره هایی مثلِ هدیه تهرانی در شبانه و نیکی کریمی، محمد رضا فروتن، مهتاب کرامتی و… احتمالا به خاطرِ ساختارِ نامتعارفشان هنوز که هنوز است اکران نشده اند، یکی می شود مونا زندی که فیلم اش، عصرِ جمعه در جشنواره ی فجر تحسین می شود و بعد مدت ها منتظر اکران می ماند، حتی مدتی خبر می رسد که قرار است فیلم بدونِ اکران واردِ بازارِ محصولاتِ خانگی بشود که باز هم این اتفاق نمی افتد، یکی می شود شهرام شاه حسینی که از دستیاری ملاقلی پور و چند فیلمِ کوتاه مثل می رسد به زن ها فرشته اند و آقای هفت رنگ و…این قصه مکرر است.اسم های دیگری را هم می شود به این فهرست اضافه کرد، محسن امیر یوسفی، علیرضا امینی، سامان سالور، که هرکدام کوله باری از حضور و تحسین در جشنواره های جهانی دارند ولی یا فیلم هایشان در داخلِ کشور نمایش داده نشده یا مثلِ چند فیلم امینی اکران محدود و بی سر و صدایی داشته است. این ها نمونه های نسلی بودند که قرار بود پوسته یِ محافظه کار و کلیشه ای سینمایِ ایران را بترکانند و طرحی نو در اندازند اما حالا هرکدام یا هنوز در پی آزمون و خطا برایِ جذب مخاطب و شیوه های تازه ی قصه گویی در سینما هستند یا مدت هاست به معیارهایِ سینمایِ بازاری و عامه پسند تن داده اند. انگار یک چیزی سینمای ایران و ما تماشاگرانش را وادار می کند مدام دارم از معیارهای خودمان پایین و پایین تر بیاییم و به متوسط بودن راضی بشویم.
Advertisements

یک دیدگاه برای ”نیش زنبور

  1. آره واقعا. داغ يك فيلم خوب كه بعد از سينما حسابي درگيرم كنه به دلم مونده. البته فكر مي كنم بي انصافي آوردن اصغر فرهادي در اين ليستي كه گفتي

  2. نیش زنبور از بدترین کمدی هایی, که چند سال اخیر دیدم.بازی های بسیار ضعیف و فیلمنامه ی ضعیف تر و داستان تکراری و به طور کامل قابل پیشبینی.
    خلاصه اینکه هرکس تا حالا این فیلم رو ندیده پول و وقتش رو هدر نده.

  3. مه چیز و همه کس در حال افولند . نمی دانم تا به کجا توان پیش رفتن هست؟ و اینکه آیا این گام ها نشان از پیش رفتن دارند یا …؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s