مرد بارانی*

1. مدت ها بود که اهواز این طور بارانی را به خودش ندیده بود. توی این چند سالی که من اهواز هستم آخرین بار فکر می کنم چهار یا پنج سالِ پیش بود که بارانِ سیل آسا آمد و برقِ دانشگاه قطع شد و کلاس ها تعطیل شدند و ما فکر می کنم هشت، نه نفری چپیدیم تویِ یک ماشین و با چه مصیبتی رسیدیم خانه.

2. شروع اش طرفهایِ ساعت چهار و نیمِ عصر خیلی طوفانی و شدید بود. تقریبا تا هفت و نیم به همین شدت می بارید و از هشت به بعد هم افتاده بود رویِ دور کند و تند. از یازده تا الان که ساعت دوازده و ده دقیقه است و این ها را می نویسم فقط ابرِ غلیظ آسمان را پوشانده و خبری از باریدن نیست.

3. اگر باران قطع نشده بود مطمئنا کیان پارس به طور کامل زیرِ آب می رفت و ما هم احتمالا همراهش می رفتیم. یعنی وضعیت جوری بود که از این طرفِ خیابان می خواستی بروی آن طرف انگار می خواهی از وسطِ دریاچه ای، رودخانه ای چیزی رد بشوی. بعد یک عده هم خوش و خندان توی ماشین نشسته اند و تویِ خیابان ویراژ می دهند. خبر از حالِ ملتِ پیاده ندارند که، که ملتِ پیاده روزِ قبل با هزار زحمت! شلوار و کفش شان را انداخته اند تویِ ماشین لباس شویی. نکنید آقا، دل جوانِ مردم را نشکنید، آبِ خیابان را نپاشانید به جوانِ مردم که خدایِ ناکرده افسردگی می گیرد و اغتشاش راه می اندازد ها!

البته بودند بعضی ها که وضعیتِ آبکشیده و بغرنجِ ملتِ پیاده را دیدند و چترشان را تعارف کردند. پس کجا بود که می گفتند: «زیر باران باید رفت.»

آهان! اون تویِ قصه ها و فیلم ها بود.

4. دوره ی دبیرستان یک دوستِ عینکی داشتم که می گفت: «روزِ بارونی واسه ی یک عینکی مصیبتِ عظماست.»- اصولا من دوست هام از همون اول همه فیلسوف بودند و جمله ی قصار می گفتند- حالا که خودم مدت هاست عینک می زنم و امروز که زیر باران گیر افتاده بودم و دیدِ کافی نداشتم معنیِ حرفش را درک کردم.

5. بعد من مانده ام وسطِ این باران که نظمِ شهر به هم ریخته و همه دنبالِ سرپناهی برایِ فرار از خیس شدن می گردند، این پلیسِ ضد شورش چرا اول تا آخرِ کیان پارس را قرق کرده است؟

6. ضمنا اگر طرف هایِ شب یک نفر به شما زنگ زد و گفت: «بیا بریم بیرون ببینیم چه خبره.» چشم هایتان را گرد نکنید و نگویید: « مگر دیوانه ایم تویِ این هوا؟» بروید و ضمنِ این که به صدایِ باریدنِ باران رویِ سقفِ ماشین گوش می دهید، ببینید چند تا دیوانه- بلا نسبتِ بقیه، خودم را گفتم- مثلِ خودتان بخاریِ گرم و محیطِ امن خانه را رها کرده اند و وسطِ خیابان هایی پرسه می زنند که مدت هاست جز خاک چیزِ دیگری را تجربه نکرده اند. احتمالا آن قدر کم باشند که با انگشتانِ دست یک سرشماریِ اساسی انجام بدهید.

7. حیاطِ مان را آب برداشته، همسایه ها آمده اند و می گویند: «بیایید یک فکری به حالِ این همه آبِ جمع شده در حیاط بکنیم.»

ما رفتیم آبِ حوض کشی…

* عنوانِ پست نام فیلمی است از بری لوینسون و نیز فیلمی از ابوالحسن داوودی

Advertisements

یک دیدگاه برای ”مرد بارانی*

  1. پلیس واسه امنیته . هنوز اینو نمیدونی ؟ 😀
    ولی واقعا خوب بود ها و مخصوصا صدای بارون . بصورت تخصصی بارون از نیف نیف شروع شد و تا تیپی تاسی پیش رفت .
    کاش امروز هم بباره ولی 10 شب به بعد . دیروز ورزش که نکردیم هیچ کافی شاپ هم رفتیم .آقا من و بعضیها که رفتیم خرما بخریم مجبور شدیم بزنیم به آب و کلی آب رفت تو کفشمون .
    این دوستت راست میگه هه چه نوشابه ای باز کردی برا هومن . چه خبره بابا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. وای…اینجا هم همین الان که من در هاسپیتال هستم و یه کوچولو وسط شیفتم جیم کرده ام به سمت سایت داره داره بارون میاد…

  3. اهواز!تصور اين كه تو يه شهر گرم و بي برف زندگي كنم برام متصور نيست….مني كه تو يه شهر رد و برفي و با بادهاي سرد و شلاقي بزرگ شدم….
    ولي شماها قدر بارون رو بيش تر مي دونيد…مسلما
    و اين كه خيابان گردي توي آخر شب و يزر بارون نم نم عاليه…اون قدر كه سرما بره تو جونتو و در به در يه جاي گرم بشي….

  4. با شما دوتا هستم. میشه اینقدر واسه هم پپسی باز نکنین ؟! 😀
    بارون دیشب عالیییییییییییییییی بود . مخصوصاً اون قسمت که من و بعضیا رفتیم خرما بخریم . چه مشقت ها که در این راه متحمل نشدیم !! بسیار خرید لذتبخشی بود . بهتر از اینه که بشینیم زیر سقف و بگیم «بیرون بارونه ها» . بله . بارون بود ؛ از نیف نیف تا تیپی تأسی . (یکی ندونه فکر میکنه اینا یه سری اسم رمزه بین ماها)
    امروز بریم ورزش حتی اگه به دمب اسبی برسه .
    کل کوچه ی ما رو آب برداشت . امروز صبح شناکنان خودم رو تا سر کوچه رسوندم .
    حالا تو می گی کفشهات رو توی ماشین انداختی . من چی بگم که روزی 2 بار کفشام رو واکس می زنم و باهاشون میزنم به آب و گِل !

  5. شايد كار اين انگليسي هاي خبيث بوده!بهر حال روز قدس هم بارون ميومد و مردم رفتن اغتشاش كردن جوونيه ديگه گول ميخورن.همه فرهيختگاني مثل ما نيستن كه برن اب حوض كشي!
    اون بند 6رو خيلي دوست داشتم

  6. تازه دارم مي فهمم که وبلاگ فقط وقتي مزه مي ده که نه خواننده ش بشناسندت و نه تو نويسنده يو بلاگ رو بشناسي.
    نه خوندن تو ديگه مزه داره نه نوشتن من واسه تو وشيوا و اونايي که مي شناسنم…….در ضمن من کم کم دارم يه بوهايي از وبلاگت مي گيرم که مطمئنم خودت زيرش يم زني…ولي خب اين هم از کج فهمي هاي شناختن نويسنده ي وبلاگ هست….اين چرا کامنت محرمانه نداره؟

    • آره، چون کم کم چیزی واسه کشف کردن و هیجان زده شدن باقی نمونه… وقتی دو طرف تمام زیر و بم های شخصیتی همدیگه رو میشناسن، خیلی کم پیش میاد که غافلگیر بشوند.

  7. خوب شايد واقعا بارون تحت تاثير استكبار جهاني طي يك براندازي بخواد جلوي ظهور آقا را بگيره ما كه نمي دونيم كه…

  8. بزن باران و شادي بخش جان را
    بباران شوق و شيرين کن زمان را

    به بام غرقه در خون ديارم
    به پا کن پرچم رنگين کمان را

  9. ديگه اينجوري ها هم نيست. هر کي ندونه فکر مي کنه ما چقدر جيک تو جيکيم که نوشتي «تمام زیر و بم های شخصیتی همدیگه رو میشناسن، »
    بريم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من مسنجر ندارم. تو آنلايني فر کنم. در ضمن فيکسش کن يعني …چه مي دونم يعني تمومش کن. مشخصش کن.گاهي چقدر خنگ مي شي مسعود !!!!!!!!!!!!!!!!

  10. سلام میخواستم خواهش کنم یه نقد پر و پیمون درباره آلبوم تازه نامجو بنوسی که هلاکم (البته درباره ی شعرهایی که در آلبوم آخ بکار برده)می دونستی که شعر ترانه Qashqai برگرفته از افسانه ی نیماست؟منتظر تا نظرتو با قلم دلنشینت بنویسی.
    پی نوشت: شراگیم به چه معناست میدونی به ما هم بگو . ممنون به خاطر تقسیم تجربه ها واحساست با ما

    • حقیقتش سواد موسیقی من در حدی نیست که بخوام نقد بنویسم و شنونده بودن رو ترجیح می دهم… شراگیم هم فکر می کنم به معنای حاکم شهر باشه.

  11. بارون يا اغتشاش اگه نباشن زندگي بي اتفاق مي گذره و سرد
    مرحبا بارون مرحبا اغتشاش
    سلام
    مرسي بابت معرفي كتاب حتما تهيه مي كنم مي خونم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s