از این بار سنگین

تاریخی كه با صلح و آرامش پیش برود چنین به نظر می‌آید كه انگار در جایی ورای آگاهی مردمان جریان دارد، اما تاریخی كه پر از قیام‌ها و سركوب‌‌ها، اشغالگری‌ها، آزادسازی‌ها، خیانت‌ها و اشغالگری‌های تازه است، به شكل یك بار سنگین، به شكل یك یادآوری دائمی ناپایداری زندگی، وارد زندگی مردمان و شهرها می‌شود. پراگ بناهای یادبود زیادی ندارد، اما ساختمان‌های زیادی دارد كه در آنها افراد بی‌گناه به غل و زنجیر كشیده شده‌اند، شكنجه شده‌اند، یا اعدام شده‌اند و اینها معمولا بهترین و نازنین‌ترین آدم‌های كشور بوده‌‌اند. 

این جزئی از خویشتنداری پراگ است كه نمی‌خواهد این زخم‌هایش را به نمایش بگذارد، گویی می‌خواهد هر چه زودتر فراموششان كند. برای همین است كه پراگی‌ها همیشه در حال ویران كردن بناهای یادبودی هستند كه به یاد كسانی ساخته شده‌اند كه نماد تاریخ اخیر بوده‌‌اند (بناهای یادبود امپراتوران و بناهای یادبود اولین، دومین و اكنون حتی چهارمین رئیس‌جمهور، بناهای یادبودی كه به افتخار فاتحان بنا شده بودند.) نام خیابان‌ها دائما در حال تغییر است. بعضی از این خیابان‌ها در طول همین قرن بیستم پنج بار تغییر نام داده‌اند.

غریبه‌ها می‌توانند بی‌اعتنا به این مسئله در این خیابان‌ها قدم بزنند؛ گردشگری كه یك ناحیه شهر را می‌شناسد اگر راهش را گم كند از این مسئله سردرگم می‌شود و به حیرت می‌آید. علائم راهنمای خیابان‌ها با نام‌های تازه گواهی هستند بر این كوشش برای تصفیه شهر از چیزی كه نمی‌توان از دستش خلاص و پاك شد- گذشته خود شهر، تاریخ خود شهر؛ تاریخی كه چنان سنگینی و وزنی دارد كه به دوش كشیدنش بسیار دشوار است.

برای آنكه شخصی بتواند بار سنگین سرنوشت‌اش را به دوش بكشد، و برای آنكه ملتی بتواند بار سنگین تاریخش را به دوش بكشد، شكیبایی و خویشتنداری اموری ضروری هستند. هر شهری هم باید همین صفات را داشته باشد. در زبان چك مثل هر زبان دیگری واژه شكیبایی با واژه رنج و تعب هم‌ریشه است. این شهر كه داغ‌های جنگ در آن هنوز زنده هستند، ناگزیر بوده است متحمل رنجی افزون‌تر از بسیاری از شهرها شود كه مستقیما از اعمال ستیزه‌جویانه آسیب دیده‌اند.

+ روح پراگ- ایوان کلیما- ترجمه خشایار دیهیمی

Advertisements