و شب…

هنوز هم خوابِ آن شب ها را می بینم، خوابِ آن شب های آخر را. ستاد میر حسین کوچه پشتی ما بود، شب ها که خانه می ماندم و درس می خواندم پنجره ی اتاق همیشه باز بود و گاهی تا خودِ صبح صدا می آمد. صداها را که می شنیدم با خودم فکر می کردم می شود اگر بخواهیم.

آن چهارشنبه ی آخر یادم هست که زودتر آمدم خانه و سر راه بچه هایِ ستاد کروبی را دیدم که یکدست سفید پوشیده بودند و می خندیدند و امیدوار بودند، حرف آن وقت اضافه ای بود که صدا و سیما به الف.نون داده بود.

یادم هست دخترخاله ام اس ام اس داده بود که: «میگن همه ی شهرهای کوچیک الف. نونی هستن.» زنگ زدم، اس ام اس دادم به بچه های دانشگاه که راست است این که می گویند؟ همه امید دادند، خندیدند که: «به شنبه فکر کن، به بیست و سه خرداد که همه جا سبز می شود.»

آن پنج شنبه ی بیست و یکم رفته بودم کافی نت بازار رضا که آمدند و گفتند: «جمع کنید و بروید، بازار امروز ساعت هفت تعطیل می شود.» بلند شدم و رفتم کتابفروشی و ایستادیم به حرف زدن و باز مدام می آمدند و می گفتند بروید خانه هایتان، تعطیل کنید کتابفروشی را، جمع نشوید این جا به حرف زدن…

حالا گاهی آخر شب ها هنوز پنجره را باز می گذارم، ماشینی می گذرد، صدای جیغی می آید که نمی دانم فریادِ شادی است یا خشمِ فروخورده فقط می دانم که از همان شنبه ی بیست و سوم یک چیزی تمام شد که انگار آرام و قرارِ ما بود و خواسته هایی که هی بزرگ و بزرگ تر شدند سربرآوردند. نمی دانم تا کی این طور هستیم، اما اگر بیاید شنبه ای که باید، اگر…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”و شب…

  1. نگو … که وقتی به اون سه شنبه ی باشکوه فکر می کنم ، دلم آتیش می گیره . انگار که چند سال پیش اتفاق افتاد نه چند ماه پیش .چقدر ناآرامی ، چقدر ناراحتی ، چقدر خفگی ِ روحی ، چقدر … انگار که با سوزن ، از توی تنمون نخ رد کردن و دارن باهامون خیمه شب بازی می کنن . هر بار ما رو به سمتی می کشن که نقشمون رو اونجا بازی کنیم ؛ یکبار مباحث اتمی ، یکبار گرانی مواد ضروری ، یکبار … و هر بار جای اون نخی که از توی دلمون رد شده ، چنان درد می گیره که … خوب می دونن که چه باید بکنن . خیلی دلم پره …خیلی …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s