رفتار شناسی راننده های تاکسی- دو

1) میدان ونک سوار یکی از این تاکسی های خطی شدیم، دو نفر بودیم. روی شیشه ی جلو هم مبلغ کرایه را چسبانده بود:

« نرخ کرایه مصوب 1388- 675 تومان»

وسطِ راه 1300 تومان از جیبم درآوردم و دادم دست راننده. کرایه را برگرداند و گفت: «نفری هفتصد تومنه، دو نفرید میشه هزار و چهارصد تومن.»

مسافرِ کناری من گفت: «رویِ شیشه که نوشته 675 تومن.»

راننده گفت: «این مالِ وقتیه که این جوری ترافیک نباشه، حالا هم اگر ناراحتید همین جا پیاده بشید.»

مسافر جلویی گفت: «چه فرقی می کنه، چه برف بیاد یا بارون یا چه می دونم از آسمون سنگ بباره. کرایه ی شما مگه نرخ مصوب تاکسی رانی نیست؟»

و البته راننده جوابی نداد و کسی هم از ماشین پیاده نشد. آمدم خانه و بدجور حس بدی داشتم. مساله اصلا آن پنجاه تومان یا بیست و پنج تومان اضافه ای نبود که می خواست بگیرد. مساله این جاست که انگار همه عادت کرده ایم که به حقِ خودمان قانع نباشیم و این طور که مدام به تو اجحاف می شود و تو هم کوتاه می آیی، یک جاهایی حس بد بازنده بودن گریبانت را می گیرد. یا باید این حسِ بدِ مزخزف را تحمل کنی یا مرتب در حال چک و چانه زدن باشی.

2) سید خندان بودم و می خواستم بروم سینما فرهنگ.ایستاده بودم اول شریعتی. تاکسی اول آمد و مسیر مستقیم را نشان دام و گفتم: «سرِ دولت.» ایستاد و سوار شدم. کمی که رفتیم، گفت: «ببخشید آقا مسیرتون پاسداران بود دیگه؟» گفتیم: «نه، گفتم که شریعتی، سر دولت.» گفت: « ببخشید متوجه نشدم، مسیر من پاسدارانِ» و کلی معذرت خواهی کرد. پیاده شدم. تاکسی دوم آمد، دوباره مسیر را نشان دادم. ایستاد و سوار شدم. پنجاه متر که رفتیم، گفت: «آقا پشیمون شدم، مسیری که شما گفتین نمیرم.» پیاده شدم. تاکسی سوم آمد، سوار شدم. رسیدیم تقریبا سر همت. سه نفر ایستاده بودند و مسیرشان پاسداران بود. دوباره راننده گفت: «آقا من پاسداران رو میرم بالا، اگه می خوای بیا توی پاسدارن سر دولت پیاده ات می کنم.»

پیاده شدم، پیش خودم فکر کردم که یا ملت رسما …. شده اند یا چه می دانم مثلا قسمت نیست به قرارمان برسیم یا این یک توطئه از پیش تعیین شده است یا نکنه اصلا دوربین مخفیه. توی این فکرها بودم که تاکسی چهارم آمد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”رفتار شناسی راننده های تاکسی- دو

  1. حق دیگران رو ندادن انگار که یک جز از فرهنگ حاکم بر ایران شده . هر کس تا میتونه حق دیگران رو نمیده . ولی باید توجه کرد که حق گرفتنیه دادنی نیست .

  2. چه بگویم.تازه شانس اوردید که مسافر جلویی نگاه سراسر متعجب به شما ننداخته واینها که بیشتر لجتان بگیرد از کسانی که خم میشوند تا کولی بدهند و تازه کلاس هم میگذارند و فکر میکنن 25 تومن یعنی خداتا!
    پاسداران سر دولت که خوب ماشین گیر میاد .رسما قسمت نبوده:)

  3. 1- پس تا به حال برات پیش نیومده که راننده تاکسی بدون اینکه بقیه ی پولت رو بده ، گازش رو بگیره و بره ؟!
    2-به نظر من این یک توطئه ی از پیش تعیین شده بوده !
    */ چون می دونن به این طی مسیر ، به تاکسی نیاز داری ، این حق رو به خودشون میدن که اینجور نحوه ی برخورد رو داشته باشن . این یک سیاسته «مردم رو همیشه نیازمند نگه دار تا بتونی بهشون تسلط داشته باشی»
    بابا ما خودمون دلمون حسابی پُره .

  4. این جور موقع ها شماره خط و پلاک راننده را بر می دارن زنگ نی زنن تاکسی رانی… درباره ما و معاون مطبوعاتی هم باید بگم یک به دادم برسه واویلا…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s