چند نکته در حاشیه و متن کتاب قانون

هشدار: در طولِ نوشته اشاره های مشخصی به داستان و روایتِ فیلم شده، بنابراین اگر کتاب قانون را ندیده اید لطفا از خواندن این پست خودداری کنید.

یک- کتاب قانون یک تغییر جهتِ آشکار در کارنامه ی سینمایی مازیار میری است. مازیار میری با همان فیلم اولش یعنی قطعه ناتمام به عنوانِ کارگردانی متمایل به سینمایِ متفاوت ایران شناخته شد و این مسیر را در فیلمِ دوم اش یعنی به آهستگی هم همراه با توجه بیشتر به روایت و کار با بازیگران حرفه ای دنبال کرد. فیلم سوم میری، پاداش سکوت یک اقتباسِ متوسط از داستانِ پر سر و صدایِ «من قاتل پسرتان هستمِ» احمد دهقان بود. حالا در کتابِ قانون با کارگردانی سر و کار داریم که با یک لحنِ شاد و طنزآلود می خواهد دغدغه هایش  درباره ی باورها و رفتارهای نادرستی که در زندگی اجتماعی ما ریشه دوانده اند را به تماشاگر منتقل کند و اتفاقا حواس اش هست که باید مخاطبِ عام را هم با خودش همراه کند و به نظرم پاشنه ی آشیلِ فیلمنامه ی کتابِ قانون همین باج دادن زیاد به مخاطب و راضی و خوشحال بیرون فرستادنِ مخاطب از سالن سینما است.

دو- اشکال کتابِ قانون این جاست که فیلم عمق ندارد. موضوعِ فیلمنامه درباره ی تعامل ادیان و زیستن آدم ها با آموزه های دینی و اخلاقی شان در کنارِ هم است، اما مسیری که محمد رحمانیان و مازیار میری برای طرح این موضوع پی گرفته اند مانع از عمق گرفتنِ موضوعِ فیلم می شود. اگر فیلم را به سه بخش تقسیم کنیم، بخش اول آشنایی رحمان و ژولیت، بخش دوم ازدواج رحمان و ژولیت و آمدن شان به ایران و بخش سوم رفتن ژولیت از ایران و بعد پرسه زنی هایِ رحمان برای پیدا کردن ژولیت را شامل می شود. در بخش اول که اساس و محورش بر اتفاق های پی در پی است، رحمان که از خانواده سنتی و در ظاهر متدینی می آید در سفر کاری اش به لبنان و در پرسه زنی شبانه اش در بیروت به طور اتفاقی به کافه ژولیت می رود که او هم به طور اتفاقی دانشجوی زبان و ادبیات فارسی است و باز به طورِ کاملا اتفاقی ژولیت، مترجم گروه ایرانی همراهِ رحمان است. رحمان که دلبسته ژولیت شده، در سفرهای بعدی اش سراغِ کافه ژولیت می رود که بسته شده ولی باز به طورِ اتفاقی او را در نمازِ جماعتی در مسجد پیدا می کند که مسلمان شده و اسم اش را از ژولیت به آمنه تغییر داده است. بخش دومِ فیلم که بخشِ محوری فیلم هم به حساب می آید، اساس اش بر تضادها و تناقض هایی است که میان ژولیت (آمنه) به عنوان یک تازه مسلمان و بیگانه با محیطِ جدیدی که به آن وارد شده و خانواده و اطرافیان رحمان که ادعایِ سال ها مسلمانی دارند ولی در رفتارشان نشانی از این مسلمانی نیست شکل می گیرد. بخش عمده ی طنزِ فیلم هم در همین صحنه ها شکل می گیرد و ژولیت آینه ای است که کژتابی های رفتار ما در زندگی خصوصی و اجتماعی مان را با باورهای دینی مان نشان می دهد. اما فیلمنامه کشمکش های ژولیت با محیطِ اطرافش را در حد اختلافِ بین عروس و خانواده شوهر به عنوان یک خانواده ی سنتی مذهبی نگه می دارد و جز چند مورد محدود واردِ محیط اجتماع نمی شود و حتی زمانی که رحمان برایِ دور کردن ژولیت از محیط خانه او را به سرکار می برد، جز حاج آقا حرسی نژاد که دلیل خصومتش با ژولیت آشکار نمی شود هیچ تقابلی بین ژولیت و محیطِ اطرافش شکل نمی گیرد و فیلمنامه تمام این موقعیت های جذاب را از دست می دهد. بخش سوم فیلم که با نوشته ی سه هفته بعد از بقیه قسمت ها مجزا شده باز هم بر محور اتفاق ها شکل می گیرد. رحمان به طور اتفاقی صدای گریه خواهرش را می شنود که بعد از سه هفته نامه ی ژولیت را به طور اتفاقی در سجاده اش پیدا کرده و از رحمان می خواهد که به دنبال ژولیت برود و رحمان هم باید دوباره به لبنان برود. این جا یک نما از مادر رحمان داریم که در حال گوش کردن به صحبت های کوکب و رحمان است و نگاهِ مادر به نوعی نشاندهنده پشیمانی اعضای خانواده است ولی این تحول در لحظه اتفاق می افتد و ما دلیل رفتارها و بعد پشیمانی اعضای خانواده را نمی دانیم. باز به طورِ اتفاقی رحمان ژولیت را در جنوب لبنان پیدا می کند که در حال درس دادن به بچه هاست و این همان هپی اند ی است که تماشاگر عام منتظرش است.

سه- شخصیت های کتابِ قانون- علی رغم بازی های خوبی که کارگردان از گروه بازیگرانش گرفته- در حد تیپ های آشنا باقی می مانند. یعنی نه به درستی دلیل عشق رحمان به ژولیت و بعد تسلیم شدن اش به فشارهای اطرافیان را متوجه می شویم، نه دلیل مسلمان شدن ژولیت را می فهمیم، نه متوجه می شویم خانواده رحمان چرا رفتار نادرستی با ژولیت دارند، نه از انگیزه های کوکب برای همراهی با ژولیت می دانیم و نه می دانیم که چرا حاج آقا هرسی نژاد می خواهد ژولیت را از میدان به در کند. به نظر می رسد  فیلمنامه نویس و کارگردان کتاب قانون بیشتر از هرچیز شیفته ی ایده ی اولیه فیلم و پیامی که می خواسته اند بدهند که یک تازه مسلمان بیاید و درباره ی رفتارهای ما قضاوت کند شده اند و تیپ های آشنا را و مسیر روایت فیلم را بر همین ایده ی اولیه سوارکرده اند، بدون این که پرداخت لازم برای این ایده انجام بگیرد.

چهار- کتابِ قانون یک فیلم متوسط قابل احترام است که از پتانسیل های که داشته استفاده ی درستی نشده است اما فیلم با انگیزه ی شریفی ساخته شده و گاهی متوسط بودن هم دوست داشتنی است.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چند نکته در حاشیه و متن کتاب قانون

  1. از اونجایی که به نظر من ، فیلمی کلیشه ای و سطحی بود ، من هم یک برداشت سطحی از فیلم دارم :
    «هنرپیشه ی نقش ژولیت ، خیلی خوشگل ، ناز و معصوم بود .»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s