وقتی کفش ها حرف می زنند

kafsh

Advertisements

یک دیدگاه برای ”وقتی کفش ها حرف می زنند

  1. وقتی من میرم کوهستان ، کفشهای من هم خیلی باهم حرف می زنن ؛ وقتی باهاشون از صخره ها بالا میرم ، وقتی از زیر آبشار رد میشم ، وقتی از توی یک رودخونه می گذرم ، وقتی پام لیز می خوره و نزدیکه بیفتم ، وقتی از روی یک حفره یا پرتگاه می پرم… بدون کفش هام ، غیر مکنه . مثلاً وقتی خیس می شن ، خوششون میاد و رنگشون قهوه ای تیره می شه . وقتی از کوه بالامیرم ، خیلی روی کارشون تمرکز می کنن و رنگشون قهوه ای خیلی روشن میشه .
    و بهترین حرفهاشون رو وقتی می زنن که میرسم به قله و در بالاترین نقطه مینشینم و پاهام رو از کوه آویزون می کنم . بهترین چشم انداز رو در اختیارشون میگذارم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s