پیری

پیری یعنی وقتی که کمربند را بالای شکم ببندید. وقتی که از یک روزنامه فقط جدول آن برایتان جذاب باشد. وقتی که منتظر فردا نباشید. وقتی که به یاد گرفتن هیچ چیز تازه ای علاقه نداشته باشید. وقتی که در میان رنگ ها فقط طیف خاکستری و قهوه ای را مناسب بدانید. وقتی که صدای موسیقی آزارتان بدهد. وقتی که در برابر پذیرش هر تحول جدید مقاومت کنید. وقتی که رفتار جوان ها برایتان عجیب باشد. وقتی که شبیه مرحوم دایی جان ناپلئون تحلیل سیاسی کنید. وقتی که محافظه کارانه زندگی کنید. وقتی که ذائقه تان تاب تحمل هر غذا یا مزه جدیدی را از دست بدهد. وقتی که چراغ ها را خاموش کنند و نتوانی هیچ چراغی را به اختیار خودت روشن کنی…*

*توکا نیستانی/ چلچراغ/ شماره ی 342

Advertisements
این ورودی در گنجه فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s