در آینده

پسر عمه ی ده ساله ی من امروز صبح از مادربزرگ ام می پرسید: « شما وقتی بزرگ شدید می خواید چه کاره بشید؟ » و بعد خودش ادامه داد: « من تصمیم داشتم مهندس کامپیوتر بشم ولی دوستم توی مدرسه می گفت باباش که مهندس کامپیوتر بوده سکته کرده، حالا موندم که چه کاره بشم… »

Advertisements

یک دیدگاه برای ”در آینده

  1. هممم. فکر کن ترس از امنیت کاری و آینده چطور تو وجودش ریشه کرده…
    ما تو این سن ها هنوز هم امید داشتیم که فضانورد بشیم. می خواستیم بریم روسیه و جزو اولین فضانوردهای زن باشیم! خدا شفامون داد ولی.

    در مورد نظرت: نه. دوره ی بت ساختن گذشته. یه کم امید می خوایم. یه کم نفرت کمتر. همین….

  2. زمان برای کودکان هرگز نمی ایستد و همیشه آینده ای هست بزرگ شدنی کاره ای شدنی همین جور که بزرگ می شن این نابی رو کم کم فراموش می کنن و به همین که دیگه قد نمی کشن و دیگه بزرگ نمی شن و همین جا اخرشه بسنده می کنن و البته بعضی هاشون همچنان به آینده ای برای نقشه کشیدن و رفتن فکر و عمل می کنن
    کمن و لی هستن .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s