چهره ها

یک. به اعتقاد من مرد دو هزار چهره که فقط قسمت های فوتبالی اش را دوست دارم و از همان ابتدا هم معلوم بود که در مرتبه ی پایین تری از مرد هزار چهره قرار می گیرد باید پایان یک دوره در کار مهران مدیری باشد. پایان دوره ای که بعد از یک محرومیت طولانی کار پس از ساعت خوش با مجموعه ی 77 شروع شد و در این مدت افت و خیزهای فراوانی هم داشته است که اوج کارهای مدیری در این دوره را می توان در مجموعه های 77، پاورچین، شب های برره و مرد هزار چهره دید. کار هیچ چهره ی دیگری در عرصه ی طنز تلویزیونی در این سال ها تداومی مثل کار مدیری نداشته است و چهره هایی مثل مهران غفوریان و مهدی مظلومی هم بعد از ساخت یکی دو کار موفق نتوانسته اند موفقیت کارهای اولیه شان را دوباره تکرار کنند. در میان این چهره ها شاید فقط بتوان رضا عطاران را رقیبی برای مهران مدیری به حساب آورد که البته نوع کار و سبک عطاران تفاوت های اساسی با کار مدیری دارد. به عنوان یک بیننده ی پیگیر آثار مدیری حالا دوست دارم که مدیری بعد از تجربه ی ساخت طنزهای شبانه سراغ تجربه های تازه تری مثل ساخت آثار سینمایی برود، اتفاقی که بعد از شب های برره هربار مهران مدیری خبرش را می دهد و بعد از مدتی می شنویم که دوباره دست به کار ساختن مجموعه ی تازه ای شده است.

دو. بازگشت دوباره ی کلاه قرمزی شاید برگ برنده ی برنامه های نوروزی تلویزیونی بود که برنامه های امسالش به شدت بی حس و حال و بی رنگ و بو بودند. نکته ی جالب در بین اطرافیان من این بود که تقریبا هیچ کدام از بچه های زیر پانزده سال علاقه ای به دیدن کلاه قرمزی نداشتند و در عوض بچه های بالای بیست سال که در زمان پخش برنامه ی صندوق پست- سری اول کلاه قرمزی – دوران کودکی و نوجوانی شان را می گذراندند با اشتیاق کلاه قرمزی را دنبال می کردند و همین نکته حداقل در یک جامعه ی کوچک نشان می دهد که سلیقه و ذائقه ی نسل ها چطور با شدت و سرعت تغییر می کند و این اتفاقی است که ظاهرا در شرایط فعلی گریزی از آن نیست.

سه. شبکه ی اول از دیشب پخش سریال اشک ها و لبخندها را در روزهای زوج هفته ساعت ده شب شروع کرده است. اشک ها و لبخندها قرار بود سریال نوروزی شبکه ی اول باشد که دقیقا مشخص نشد دلیل عدم پخش این سریال در این ایام چه بود تا شایعه توقیف سریال هم قوت بگیرد. اشک ها و لبخندها تازه ترین کار حسن فتحی بعد از مجموعه های مدار صفر درجه و میوه ممنوعه و فیلم سینمایی پستچی سه بار در نمی زند ظاهرا قرار است به واسطه ی شغل یکی از شخصیت های اصلی مجموعه یعنی حشمت با بازی مهدی هاشمی که یک سینمادار قدیمی پر از ارجاعات مختلف به فیلم های سینمای ایران باشد. به نظر می رسد اشک ها و لبخندها باز هم در ادامه ی دلمشغولی های حسن فتحی درباره ی تاریخ معاصر ایران باشد که این بار با عنصر طنز هم درآمیخته است و تبلیغات کار بیشتر از بقیه ی آثار فتحی فیلم تلویزیونی نسخه خطی را به یاد می آورد که احتمالا در بین باقی کارهای فتحی کمتر دیده شده است. گروه نویسندگان سریال هم پیش از این تجربه ی نوشتن میوه ی ممنوعه را برای فتحی داشته اند و سریال به لحاظ توجه به عنصر زبان با دیالوگ نویسی علیرضا نادری احتمالا مورد توجه قرار خواهد گرفت. قسمت اول کار که دیشب پخش شد بیشترین ضربه را از شتابی که در ساخت آثار مناسبتی وجود دارد خورده است، اما اشک ها و لبخندها را می شود فقط به صرف حضور گوهر خیراندیش دید. بازیگری که در سینمای پر از کلیشه و تکرار سینمای ایران تقریبا هر نوع نقشی را بازی کرده است و شاید به لحاظ تنوع نقش ها در بین بازیگران سینمای ایران یکه باشد. از پیرزن جنوبی ارتفاع پست بگیر تا زن شمالی روستایی رسم عاشق کشی، از زن سانتی مانتال فیلم چهره تا زن سنتی سریال میوه ممنوعه، از پیرزن پولدار تازه به دوران رسیده ی نان و عشق و موتور هزار تا زن سرایدار فیلم بانو با آن گریم سنگین یا حتی نقش های کوتاهش مثل زن جنوبی فیلم واکنش پنجم که جلوی مرد قصه می ایستد همه نشان از بازیگری تجربه گرا در سینمای ایران دارد که این میزان تجربه گرایی را در بین بازیگران سینما ایران شاید فقط بتوان در رضا کیانیان دید. جالب اینجاست که خیراندیش برای نقش هایش صدا سازی هم می کند. در اشک ها و لبخندها خیراندیش نقش زنی به نام شمسی را بازی می کند که پانزده روز از زندان مرخصی می گیرد تا برای پسرش زن بگیرد و در این راه با برادر سینمادارش حشمت درگیری هایی پیدا می کند. به نظر می رسد این نقش چالشی تازه برای گوهر خیر اندیش باشد، گوهری که در سینمای ایران به قدر کافی قدر ندیده است و گرنه شاید حاضر نمی شد حضور در آثار ضعیفی مثل خواستگار محترم را در کارنامه اش وارد کند.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چهره ها

  1. سلام
    اینا رو خودت نوشتی ؟؟!!
    حواست هست چه قدر خوب نوشتی؟؟ نثرت مثل یه منتقد حرفه ای است.
    کاملا با مورد 1 و 2 موافقم
    3 رو نخوندم.

  2. سلام.
    یک. من کارهای مهران مدیری رو دوست دارم… به قولی… همین که جلوی دوربین راه بره ، می خندم . قسمتهای فوتبالیش چون ملموس و عینی بودن ، کلی همه رو خندوندن . مخصوصاً » فرار مهدوی کیا»
    دو. ندیدم .
    سه. فعلاً که هنوز ندیدم .
    پی نوشت : برنامه های طنز غیر از کارهای مدیری رو نگاه نمی کنم .

  3. این کار اخر مهران مدیری رو دیدم و خندیدم ولی خوب دیگه…
    کلاه قرمزی هم نوستالوژی و…
    دوست داشتم با این همه زیاد!
    اشکها و لبخند ها:گوهر خیر اندیش بینظیره
    نمیدونم چرا یاد فیلم بابا شمل افتادم؟!
    به خاطر با شعر و …
    صحبت کردن نمیدونم.
    گوهر خیر اندیش با گریم سنگین و بینظیرش در سفر سبز رو خیلی دوست داشتم.

  4. میدونی کهمن عشق مهران مدیری هستم + سیامک انصاری
    کلاه قرمزی یه جوری جذابیت قبل رو نداشت بجز حضور بارن کوثری
    اشکها و لبخندها رو هم ندیدم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s