شکار روباه در زمستان

چند شب پیش نمایش شکار روباه را دیدم که پنج سال بعد از نمایش در مصر برف
نمی بارد و بعد از فیلم سینمایی ماهی ها عاشق می شوند بازگشت دوباره ی علی
رفیعی به تئاتر ایران است. شکار روباه که در بیست و هفتمین جشنواره ی بین
المللی تئاتر فجر برنده ی جایزه ی ویژه ی هیئت داوران شد حکایت به قدرت
رسیدن آغا محمد خان قاجار در ایران است. داستان نمایش از جایی شروع می شود
که سه نفر از خدمتکاران آغا محمد خان به جرم خوردن یک قاچ خربزه به مرگ
محکوم می شوند و همین سه نفر تصمیم می گیرند قبل از این که خودشان کشته
شوند آغا محمد خان را از پای درآورند، در اینجا داستان به عقب برمی گردد و
ما زندگی آغا محمد خان را از دوره ی کودکی دنبال می کنیم و وجوه مختلف این
شخصیت تاریخی را می بینیم. اصلی ترین ویژگی نمایش شکار روباه شاید این
باشد که کارگردان نگاه تک بعدی به شخصیت آغا محمد خان نداشته بلکه ابعاد
مختلف انسانی این شخصیت را نشان داده است و بازی فوق العاده ی سیامک صفری
باعث شده که تماشاگر با شخصیت آغا محمد خان همدردی هم بکند و توجه تماشاگر
را از دیکتاتور به سمت دیکتاتوری متوجه می کند. در جایی از نمایش آغا محمد
خان می گوید: « من خواجه ی حرمسرای خویشم…
» و کارگردان ما را متوجه اتفاقی می کند که در کودکی باعث عقیم شدن آغا
محمد خان شده و همین اتفاق باعث شده که تا پایان عمر دچار حس کینه و
انتقام جویی باشد. علی رفیعی در جایی گفته که فکر اولیه ی اجرای نمایش
شکار روباه هفده سال پیش به ذهنش رسیده است و حالا فرصت اجرای نمایش فراهم
شده است و عجیب این که حرفی که شکار روباه می زند تاریخ مصرف ندارد، به
خصوص صحنه ی انتهایی نمایش که صحنه ی تراژیکی هم هست جایی که آغا محمد خان
بعد از کور کردن چشم های لطفعلی خان زند و قتل عام مردم کرمان بر تخت
سلطنت می نشیند، تاجگذاری می کند و بعد می گوید: « …همه ی این ها برای حفظ مملکت بود. »

شکار
روباه را باید با دقت تماشا کرد، هرچند زمان طولانی اجرا- دو ساعت ونیم –
کمی تماشاگر را خسته می کند و قیمت بلیت نمایش کمی از حد متعارف دیگر
نمایش ها بیشتر است ولی اثری باشکوه است و این شکوه و جلال در تاروپود اجرا و اجزای نمایش تنیده شده است. حضور نزدیک به
شانزده بازیگر حرفه ای، بازیگرانی مثل افشین هاشمی، پانته آ بهرام، ستاره
اسکندری، هدایت هاشمی، هومن برق نورد و… روی صحنه طوری که هیچ کدام بر
دیگری برتری ندارد- به جز سیامک صفری – و طراح صحنه ی خیلی خوب نمایش که
کار خود دکتر رفیعی است از ویژگی های دیگر نمایش است. فقط من دلیل حضور
زنی که راوی داستان است را در طول نمایش متوجه نشدم، چون داستان به قدر
کافی گویا و روان جلو می رود ولی این که چرا این  هم قسمت هایی از داستان
را دوباره تعریف می کند را متوجه نشدم.

پی نوشت- یک: جایی از داستان سه
شخصیت نمایش که به نوعی نماینده ی عامه ی مردم هم هستند از علاقه ی آغا
محمد خان به شکار ورباه حرف می زنند و این که آغا محمد خان بعد از گرفتن
روباه زنگوله ای به گردن روباه می بست و او را رها می کرد، روباه با شنیدن
صدای زنگوله فکر می کرد سگ ها دنبالش افتاده اند و پا به فرار می گذاشت
ولی بعد از مدتی می فهمید که این صدای زنگوله از خودش است و دیگر هیچ کاری
نمی توانست بکند، نه می توانست شکار کند و نه می توانست جفتی برای خود
بگیرد، چون هم شکار با صدای زنگوله پا به فرار می گذاشت و هم روباه ماده
با صدای زنگوله به خیال این که سگ ها حمله کرده اند فرار می کرد و این طور
روباه تا آخر عمر تنها می ماند…

پی نوشت- دو:
بعد از نمایش که از تالار وحدت بیرون زدم و تا میدان فردوسی پیاده می رفتم
با خودم فکر می کردم هیچ سالی زمستان تهران تا این حد خشک و بی برکت نبوده
است، هیچ سالی…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”شکار روباه در زمستان

  1. چقدر دردناکه مثل روباه تنها باشی!!!!!!!!!
    برف و باران امسال با تهران قهر کرده اساسی.
    موفق باشی دوست من.

  2. سلام
    مضمون زیبایی داشت.
    اصولا تماشای تئاتر رو به فیلم ترجیح می دم ولی خنده داره که بگم تا حالا یه تئاتر پر
    پر وپیمون ندیدم!
    خوب نمی دانم شاید وقتش را نداشتم شاید داشتم و تنبلی کردم وشاید بقول دوستی اشتیاقم زیاد نبوده!
    بگزریم همیشه فرصتی هست!
    خیلی جالب به استدلال و پردازش نمایش نامه این تئاتر پرداخته بودید .
    با اینکه تئاتر رو ندیدم ولی احساس می کنم تجربه جدیدی رو تجربه کردم!
    ………….
    را ستی آقا مسعود خوشحال می شم با هم تبادل داشته باشیم یعنی در ارتباط باشیم یا بقول بر وبچه های وبلاگ نویس تبادل لینک.
    یا علی . خانه تان سبز وزندگیتان آبی در سرزمین آبی ها ایران>

  3. فکر می‌کنم دیالوگ دقیقش این بود:
    «من خود، خواجه حرمسرای خود خواهم شد.»


    مسعود: احتمالا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s