ناشناخته

توی چشم های من زل بزن و دروغ بگو.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ناشناخته

  1. سلام عزيزم وبلاگ نازي داري من كه لذت بردم ميسي عزيزم
    يكي از دوستان تعریف میکرد: یک ایرانی در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده…
    لذا به عادت دیرینه ی ایرانی ها، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب!
    اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه…
    سرت رو درد نيارم، پليس میاد و اول با راننده ی فرانسوی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ ایرانیه و بهش میگه:
    ما باید این آقا رو بازداشت کنیم، ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما تو اتوبان داشتی دنده عقب میرفتی!

    فقط يه خواهشي ازت داشتم اومدي وبلاگم رو تبليغش كليك كني هاباشه

  2. البته این حست رو ارزشمند می دونم که بلاخره فهمیدی بین نگاه و دروغ رابطه ی مستقیم وجود نداره… ولی فقط می تون بگم که فقط منتظر اجازه ی تو بودم

    راستی خیلی وقتها آدم ها قبل از دروغ گفتن خودشون دروغ خودشون رو باور م یکنند اون وقت دیگه با زل زدن هم مشکلی ندارند،نه؟

  3. چقدر این جمله قشنگ است.
    این هم از همون عبارات دستورمابانه دوست داشتنی است. چندتایی دیگر از این عبارت ها که بنویسی می تونی براشون یک بخش جداگانه (مثل فیلم ها یا مجله ها)باز کنی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s