باقی مانده ها

 
یک- می خواستم درباره ی کنعان چیزی بنویسم، بخصوص که این روزها فرار ِ*
آلیس مونرو را که مژده دقیقی ترجمه کرده و نیلوفر هم چاپش کرده می خواندم
و پیش تر هم ترجمه ی دیگر چند تا از داستان های همین مجموعه را به اسم
گریز پا خوانده بودم. اما آن قدر در گیر شدم و آن قدر نوشتن را عقب
انداختم که فرصت و شوق نوشتن درباره ی کنعان از بین رفت، حالا آمدم اینجا
که بگویم اگر کنعان را دیده اید و خوشتان آمده و اگر زن های داستان های مونرو که مثل مینای کنعان همواره دنبال یافتن معنا و مفهومی برای زندگی اند و از شکست های پی در پی واهمه ندارند بریتان جذاب اند، مجموعه داستان فرار را هم
بخوانید و منتظر مجموعه داستان جدید مونرو که ترانه علیدوستی ترجمه کرده و
قرار است نشر مرکز چاپ کند هم باشید. 

دو- فضای مطبوعات کشور تبدیل به فضای دلمرده و سردی شده است،
بعد از توقیف شهروند امروز و ارژنگ دلخوش به خبر انتشار مجدد دنیای تصویر
بودم، که خبر آمد انتشار مجدد دنیای تصویر هم منتفی است. برای من که یک
مجله باز اساسی هستم، وضعیت وحشتناکی است که هرروز روی کیوسک دنبال مجله
های خواندنی بگردم و چیزی پیدا نکنم. در شرایطی که فیلم نگار و سپیده
دانایی به اینجا نمی رسند و مدت هاست عطای خواندن روزنامه ها را به
لقایشان بخشیده ام مجله مشق آفتاب را کشف کرده ام  که هرچند اسمش را برای
یک مجله، چندان دوست ندارم و کیفیت چاپ و گرافیک اش را کمی ضعیف می دانم
اما به اعتبار نام های حرفه ای که در این مجله می نویسند  و کیفیت مطالب
چند شماره ی اخیرش بهترین پیشنهاد ممکن برای خواندن می دانم. 

سه- تقسیم** هم یکی از کتابهایی بود که این مدت خواندم و می
خواستم مفصل تر درباره اش بنویسم اما فرصتی نشد. حالا می گویم که هر کاری
دارید همین الان زمین بگذارید و تقسیم را بخوانید. البته نام مهدی سحابی
به عنوان مترجم کتاب به گمان من بهترین تبلیغ برای کتاب است، اما نمی دانم
چرا فکر می کنم تقسیم به اندازه ای که باید مطرح نشده و مهجور مانده است،
طوری که وقتی این کتاب را به یکی از بچه های یکی از کتابفروشی های این جا
معرفی کردم اظهار بی اطلاعی کرد و چند روز بود که از کنار کتابفروشی می
گذاشتم کلی تشکر کرد گفت که چرا از وجود کتابی مثل تقسیم پیش از این با
خبرش نکرده بودم، این است که می گویم تا دیر نشده تقسیم را بخرید و
بخوانید.

*فرار/ آلیس مونرو/ ترجمه ی مژده دقیقی/ نشر نیلوفر

**تقسیم/ پیرو کیارا/ ترجمه مهدی سحابی/ نشر مرکز    

Advertisements

یک دیدگاه برای ”باقی مانده ها

  1. یک- کنعان را دیدم و دوست داشتم. خیلی دوست داشتم مطلبی از آن بخوانم، کاش می نوشتید.
    دو- بله… مجله ی خوب قبلن کم بود حالا دیگر به سختی یافت می شود.
    یک و سه- حتمن این کتاب ها را می خوانم.
    پست خیلی خوب و مفیدی بود. ممنون

  2. 1- آره مجله خوب خیلی کمه.البته یه کم جای خوشحالیه چون میشه بیشتر کتاب خوند،وبلاگ خوند،اگه دلت نمی سوزه ، تئاتر رفت!! میشه همیشه نیمه پر رو دید.با یه دنیا خوش بینی!
    2- برای منم همیشه سواله.یعنی دردآوره.نمی دونم با این وضع چرا باید توقع داشته باشیم سطح فرهنگی تو شهرستانها رشد کنه! حرف و درد زیاده. نمی دونم تو اون حرفو شوخی زدی یا جدی جدی گفتی ولی من خیلی وقته که به این موضوع فکر می کنم و هیچ وقت هم دلیلی برای تبدیل شدن تهران به مرکز فرهنگی کشور پیدا نمی کنم.
    3- حرفی ندارم .فقط می خواستم سه تا بشه!
    یا حق.

  3. اگر دنیای تصویر را دوست داری باید بگم که تا آخرهای دی ماه منتشر می شه.تقریبن مطمئنم!
    تقسیم-پیرو کیارا:محشر!
    از آلیس مونرو نخوانده ام ولی چند وقت پیش «نقشه هایت را بسوزان»-مجم.عه داستان را با ترجمه دقیقی خواندم.خیلی خوب بود.فرار را هم می خوانیم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s