در یک مسابقه ی تلویزیونی اتفاق افتاد

– لطفا خودتون رو معرفی کنید
– به نام خدا، من …. هستم.
– کار ِ تون چیه؟
– لیسانس دارم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”در یک مسابقه ی تلویزیونی اتفاق افتاد

  1. کجا گویم من بنده ، ز مولای تهیدستان

    ز شاه و سرور خوبان انیس و همدم یاران و هم رزمان

    توانم نیست در راهش قلم رانم

    ز صبر و حلم و ایمانش ز مهر و قدرت و عشقش

    همین بس اکتفا دارم

    که عالم با علی برپاست….!

    سلام

    شب قدر متفاوتی رو براتون آرزو می کنم……

    تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی

    شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

    لیله القدر عجیبی است بیا دل بتکانینم

    راستی روزه مگر چیست ؟ همین خانه تکانی

    اگه تو این شبا دلت شکست دعا برای فرج آقامون فراموش نشه…..

    التماس دعا

    اللهم عجل لولیک الفرج…………………

  2. سلام.
    قالبت آدم رو یاد زمستون میندازه.
    آرامش القا می کنه


    مسعود: چه تصادفی، اتفاقا اسم این قالب توی بلاگفا، زمستونه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s