گمشده

Advertisements

یک دیدگاه برای ”گمشده

  1. سلام.
    اگه من جای شما بودم….خودم رو لابلای درخت ها گم می کردم.این راه آسفالته ای که توش هستی ، بالاخره به یه جایی می رسه.تا به حال گم شدن توی یه جنگل انبوه رو تجربه کردی…؟
    انگار دنیا دور سرت می چرخه…حتی خورشید هم بین درخت ها گم می شه.از ترس اینکه مبادا به حیوون یا آدم ناجوری بر بخوری ، صدات در نمیاد.فقط آروم آروم بین درخت ها می ری و با هراس به دور و برت نگاه می کنی.صدای زنگوله های یه گله به گوش می رسه ولی حتی جهت یابیت هم مختل شده.سرت رو به اطراف می چرخونی تا شاید مسیر صدا رو تشخیص بدی و نجات پیدا کنی ولی…صدای زنگوله ها از همه طرف میاد.انگار که یه گلۀ بزرگ تو رو احاطه کرده باشه.کم کم صدای زنگوله ها کم می شه و تو نمی دونی که گله داره دور میشه و تو سر جات می چرخیدی یا اینکه گله سر جاش چرا می کرده و تو ازش دور شدی…با هر صدای خش خش ، قلبت یک لحظه می ایسته…با خودت آروم زمزمه می کنی:»خدایا فقط برسم به خانوادم….»فقط دوست داری پیدا بشی.نه گرسنگی نه تشنگی نه گرما و سرما..هیچی برات مهم نیست.فقط برسی بهشون.تمام زندگیت جلو چشمت میاد و رد می شه.کارهای بدی که کردی به سرعت از ذهنت می گذره….حتی اشکت هم جرأت نداره پایین بیاد…….صدای چی بود…؟؟ یه صدای آشنا از دور می شنوی…صدای پدر رو تشخیص می دی که اسمت رو صدا می زنه…صدا از کدوم طرف میاد…؟؟خدایا صدا از کدوم طرف میاد…؟؟خدایا صدای خودش بود یا چیزی بود مثل سراب..؟؟ترس رو کنار میذاری و صدا می زنی:»پدر !!پدر!!پدر» آخری رو با جیغ می گی…اینجاست که صدای پدر نزدیک می شه و می فهمی که داری پیدا میشی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s