مهناز افشار در چلچراغ

چلچراغ: چه رمانی دوست داشتی؟
مهناز افشار: من بامداد خمار را توی رمان های ایرانی دوست داشتم.مثلا کتاب های دانیل استیل را می خواندم. فهیمه رحیمی را دوست داشتم. مثلا کتاب های نوستراداموس همان که پیشگو است. هم کتاب زندگینامه اش را خواندم و پیش گویی هایش را. گاه گداری هنوز سراغ این کتاب ها می روم. ولی خانم میلانی باعث شد من غیر از این ها سراغ کتاب های روانشناسی هم بروم. مثلا مرشد و مارگریتا را به من معرفی کرد. کتابی که به شدت من را تکان داد. گاهی در سنین نوجوانی به فکر رمان های عاشقانه می خوابیدم. هنوز هم وقتی روح کودکم بلند می شود، سراغ این کتاب ها می روم. در کنارش چیزهای دیگر هم می خوانم. خب من اسم همه  ی فیلم ها و کتاب ها را نمی دانم، اما از دوستانم می پرسم. خیلی از بچه ها برایم فیلم می آورند. من همه این ها را می گویم. اهل این نیستم که بگویم من مجسمه سازی می کنم، پتینه کار می کنم. شوی جواهر دارم. چون اهل شو دادن نیستم.

لید مصاحبه: با چنان سرعتی حرف می زند که گاه برای دنبال کردن حرف هایش با مشکل رو به رو بودیم. نیازی به سبک سنگین کردن حرف هایش نداشت. صادقانه به قضاوت خودش می نشست و با صراحت درباره ی دیگران اظهار نظر می کرد. خانم بازیگر به شکل دلپذیری خودش بود، با تمام ضعف ها و امتیازاتش. مهناز افشار را می توان به عنوان چهره محبوب سینمای تجاری طرد کرد. می توان ژستی روشنفکرانه گرفت و او را از حوزه مضامین مورد علاقه ما در حوزه سینما خارج دانست. اما مهناز افشار در پس حضور ده ساله اش در سینما به یک پدیده تبدیل شده است. فیلم هایش عموما پرفروش هستند و تهیه کننده ها برای حضور او در فیلم هایشان رقابت می کنند. به تدریج نام او به یک مفهوم در سینمای ایران تبدیل شده که در پس آن می توان به روان کاوی ذهنیت تماشاگر ایرانی طی این سال های پرتلاطم رسید.

Advertisements
این ورودی در گنجه فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

یک دیدگاه برای ”مهناز افشار در چلچراغ

  1. می‌نوشتی این لید رو کی نوشته برای این مصاحبه! یه عرض ارادت باید خدمت‌شون بکنیم به نظرم! مهناز افشار و پدیده بودن؟ مفهوم در سینما؟ خااااانم بازیگر؟! جل‌الخالق! یعنی هنوز کسایی هستن که به عزت‌الله انتظامی بگن آقای بازیگر و به مهناز افشار هم بگن خانم بازیگر؟ عجب!


    مسعود: مصاحبه رو شیما شهرابی انجام داده…

  2. من توی یک کاری (به غیر از حوزه سینما ) مدتی با مهناز افشار همکار بودم.
    قبول دارم که هنرپیشه اصلن خوبی نیست و خودش هم این رو قبول داره!ولی شخصیت ادا و اطواری نداره،دقیقن خودشه.یعنی با این که مجله خانواده می خونه و بامدادخمار رمان محبوبشه ولی ادای الکی در نمیاره.یه دختره مثل همه ی دخترهای دور و برمون.
    چرا فکر می کنید یه هنرپیشه که تنها انگیزه اش برای بازیگری گیشه و بیلبورد است باید آدم خاصی باشد؟

  3. با اینکه از بازیش حالم به هم می خوره و فکر می کنم ذره ای هم استعداد بازیگری نداره ولی با این مصاحبه اش خیلی حال کردم! به خاطر اینکه دقیقا همون چیزی رو می گفت که واقعا هست ( حالا اینکه من از کجا می دونم واقعا چی هست رو دیگه نمی دونم!!! ) ولی مشخصا داشت حرف های مهناز افشار رو میزد نه حرف هایی که از کسی دیگه یاد گرفته. جالب ترین قسمتش اونجا بود که درباره فیلمفارسی حرف می زد! نشون داد که بی سواده بی سواده و شاید خودش هم نمی دونه!!!

  4. من واقعا فکر نمی کنم که مرشد و مارگریتا هیچ تاثیری روی خانم افشار گذاشته باشه . بنظرم فصلای پنجم شیشم چون نتونسته هیچ ارتباط منطقی ای پیدا کنه انداخته تش دور !

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s