اینجا اهواز است!

 من  هیچ غرابت و نزدیکی با امروز این شهر ندارم،  شهری که همه ی خاطره های من را  می کوبد و می  بلعد…  انگار که جایی ،  گوشه ای از دیروز این شهر  بخشی از وجود من جا مانده  و همراهم تا امروز و اینجا نیامده است  و حالا جای خالی  همان یک تکه بدجور  آزارم می دهد.  من  مدام دلتنگ  گذشته ی این شهر می شوم،  دل تنگ  خانه های قدیمی کیانپارس  که  همه باغ داشتند  و  حالا یا جلوی  این باغ ها  که دیگر باغ نیستند و فقط زمین خشکی اند  دیوارهای  بلند بالا آمده  یا به  جایشان  آپارتمان  های زشت از  زمین سبز شده است…  دل  تنگ روزی که  هفت ساله بودم  و به تحریک یکی از بچه ها  به جای سرویس کیان آباد سرویس  کیان پارس را سوار شدم  و  توی خیابان هفده کیان پارس در حالی که چند قدمی هم با خانه فاصله نداشتم گم شدم  یا روزی که حرف یکی از بچه ها را که می گفت  خانه  ی  ما دقیقا کنار کارون است باور کرده بودم  و با خودم می گفتم هر وقت بزرگ شدم باید خانه ای بخرم  که وقتی در خانه را باز کردم پاهایم توی آب کارون فرو بروند…  دل تنگ زمانی که این شهر فقط یک کتابفروشی بین المللی  را داشت و بس  و من فکر می کردم اینجا بزرگترین کتابفروشی دنیاست…  دل تنگ روزهای  امتحان آخر سال  که همیشه بعد از امتحان  جای من  بیمارستان شرکت نفت  نیوساید بود،  بیمارستانی که تمام سوراخ و سنبه هایش برای من پر از رمز و راز بود،  بیمارستانی که حالا دیگر فقط یک ساختمان خالی است و هیچ جنب و جوشی ندارد…  دل تنگ مداد تراش نارنجی کلاس سوم دبستان که به  بهانه تقلب زیر میز  انداختمش و هیچ وقت پیدایش نکردم…  چه می گویم؟  اصلا این حرف ها را چرا اینجا می گویم؟  حالا دیگر اینجا فقط خاک می آید…  مادربزرگ مدام ناله می کند که در تمام عمرش هیچ سالی  اینقدر خاک به چشمش ندیده است  و من می دانم یک روز من و تمام قصه های این شهر زیر خروار ها  خاک مدفون می شویم…  من می دانم  …

Advertisements

یک دیدگاه برای ”اینجا اهواز است!

  1. سلام.
    امروز با همکلاسیهام بحثی داشتیم.همه به این نتیجه رسیدیم که این همه خاک امسال به شدت غیر عادیه.یکی از بچه ها گفت شاید دارن آزمایش های خاصی در جنوب کشور انجام می دن که به موارد هسته ای مربوط می شه.
    حالا که فکر می کنم می بینم پر بیراه نگفته.هیچ چیزی در این زمونه دور از ذهن و بعید به نظر نمی رسه.

  2. همه چیز تغییر کرده. دیگه هیچ چیزی اون طعم گذشته رو نداره . شاید این خاک ها امتحانی باشد برای زمانی که زیر خاک میرویم . اصلا چه گفتم !؟

  3. نههههههههههههههههه. صبر کنید منم بیام بعد دفن شیم زیر اون خاک که با تمام الودگی ش صد نه کمه …هزار باتر شرف داره به اینجا…

  4. خاک … خاک … انگار طبیعت داره به بی رحمانه ترین نحو انتقام می گیره . می خواد این همه زشتی رو زیر خاکها دفن کنه تا از روش دوباره شهر زیبایی سر بلند کنه

  5. راستی پرسیده بودی فیلم نگار اردیبهشت یا خرداد . خرداد رفیق . همون که عکس جناب فورد کاپولا روش خورده . هنوز به شما نرسیده ؟

  6. در ضمن تولد بیست و شش سالگی هم مبارک . هزار بار و هزار سال مبارک

    تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
    وجود نازکت آزرده گزند مباد
    سلامت همه آفاق در سلامت توست
    به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s