چگونه آموختم جو زده شوم؟

کلاس دانشگاه/ عصر یک روز گرم بهاری

بحث کلاس درباره ی نقش آموزش و پرورش بر توسعه ی اقتصادی است، این که افزایش تحصیلات افراد در کشورهای در حال توسعه چه نقشی در اقتصاد دارد؟ و اینکه چرا معمولا استانداردهای تحصیل در کشور های در حال توسعه سطح پایینی دارند؟ وسط این بحث جدی استاد سراغ خاطره گفتن می رود. می گوید که چطور از دوازده نفری که با هم در یک مدرسه ی ابتدایی ِ روستایی درس خواندن را شروع کردند فقط سه نفر سراغ تحصیلات متوسطه رفتند و از آن سه نفر، دو نفر شان دنبال تحصیلات دانشگاهی رفتند و به اینجا که می رسد یادی از « محمد بهمن بیگی » به عنوان بنیانگذار مدارس عشایری می کند و می پرسد: « کدام یکی از شما کتاب ِ بخارای من، ایل من ِ بهمن بیگی را خوانده اید؟ » با اعتماد به نفس کامل دستم را بالا می برم و می گویم: « من »، در حالی که کتاب را فقط چند باری در کتابخانه تورق کرده ام. دوباره استاد می پرسد: « خاطرتان هست به کدام شعر معروف رودکی در کتاب اشاره کرده بود؟ »… می گویم : « بله، کاملا در خاطرم هست. اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را……. »

استاد نمی گذارد حرف ام تمام شود و با تحکم و تغیر می گوید: « آقای محترم کیست که نداند شعری که شما خواندید متعلق به خواجه حافظ شیرازی است؟ » و خودش شروع به خواندن می کند: « بوی جوی مولیان آید همی/ یاد یار مهربان آید همی… »

اینجاست که دیگر تا آخر کلاس هیچ نمی گویم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”چگونه آموختم جو زده شوم؟

  1. سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی

    وبلاگ خوبی داریند و بهتون تبریک می گم

    ممنون خواهم شد که به وب سایت ما هم سری بزنید و نظر ارزشمند خودتون رو در باره ی اون بیان فرمایید

    منتظر حضور شما دوست عزیز وارجمند در وب سایتمان می باشم.
    یادی هم از ما بکنید…

    در ضمن با ثبت نام در تالارهای گفتگو هم می تونید نظرات و مطالب خودتون رو بیان فرمایید و یا سوالات و در خواستهای خودتون رو بیان فرمایید

    سایتمان را به تمامی انسانهای حقیقت طلب و با وجدانی مثله جنابعالی حتما توصیه می فرمایم

    بیایید با موجودات زبان بسته ی خداوند مهربانتر باشیم…منتظر شما و استفاده از نظریات وتجربیات شما و ثبت نامتان و فعالیت پرشور وگرانبهایتان در تالارهای گفتگو هستیم. ممنون

    آدرس وب سایت :
    http://www.irspca.com


  2. باید اسم این پست رو می زاشتین:
    چگونه آموختم که جو زده نشوم
    این شعره که تو کتاب فارسی دبیرستان هم بود!
    انتظارات بیشتری از شما داشتم

  3. سلام.
    از این چیزها پیش میاد.هفته پیش درس مبانی مدیریت دولتی داشتیم و بحث تحول های دنیای مدرن با مدیریت مدرن؛این که مدیریت دولتی نوین چه تأثیری بر اقتصاد و سیاست داره و ایران هنوز خیلی در این مبحث جای کار داره و مطابق معمول … عقبه.من هم با علاقه سراپا گوش بودم و نظر می دادم.استاد سوالی روی تخته نوشت و به سمت من اومد و گفت :»تو!!جواب این سوال رو میدونی؟؟»و پیش از اینکه فرصت کنم و جواب بدم ، گفت:»این روسری ت رو بکش جلو»!!!!!!!!!!!
    تا به حال کسی به من تذکر نداده بود.جلوی همکلاسی های دختر و پسر و چنین حرفی …. و من سرخ شدم و تا پایان کلاس سرم رو بلند نکردم.

  4. روز ها یا شب هایی هست که آدم می نشیند یا راه می رود و فکر می کند و به خودش می گوید کاش که آن روز یا آن شب یا آن ساعت آن حرف را نمی زدم، این حرف را می زدم… اگر آن کار را نمی کردم، این کار را می کردم… اگر آن حرف را نمی زدم یا آن کار را نمی کردم، زندگی ام الان چطور بود؟ کجا بودم؟ چی داشتم؟ با کی بودم؟ امروز را داشتم؟… یا امشب را داشتم؟ مثلا اگر ان شب که از سینما بر می گشتیم و « او » سرش گرم عشق و آواز خواندن بود، اگر من خودم رانندگی کرده بودم، و آن حادثه اتفاق نمی افتاد، ما الان کجا بودیم… شانس و بازنگری های به گذشته است که می تواند هیولای سرتق باشد.*

    * اسیر زمان/ اسماعیل فصیح

    فک کنم شدیدن این چند خط درباره خودت صادقه!!

  5. چه جالب. منم گهگاه این مدلی جو زده میشم. اما معمولن اینطوری دیگه ضایع نشدم. یادمه اما بچه که بودم دوستم پرسید فلان فیلمو دیدى؟ گفتم آره گفت همون که توش این میشه و این میشه و این میشه… منم گفتم اره همین میشه… آره! دوست با خنده گفت این که اون فیلمه نبود! منم خیط شدم!

  6. از این اتفاقا واسه همه ما حداقل یه بار توی دوران تحصیلمون می افته . به نظر من این جور برخورد ها از طرف استاد ها یا معلمین باعث میشه که آدم تا آخر عمرش هر وقت بره سر کلاس جرات حرف زدن نداشته باشه !

  7. می تونید تو بخش مسعود به روایت مسعود اضافه کنید که آدم با شهامتی هستید

    من هیچ وفت نمی تونم ضایع شدنهام رو برا کسی تعریف کنم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s