منتقدین

وبلاگ یک رسانه است؟ یک و سیله ی ارتباطی است؟ دفترچه ی خاطرات است؟ من بعد از یک سال وبلاگ نویسی هنوز کارکرد دقیق وبلاگ و وبلاگ نویسی را نفهمیده ام. هنوز نمی دانم اینجا باید رسمی نوشت یا عامیانه؟ نمی دانم باید شخصی نویسی کرد یا مطالب تخصصی نوشت؟!!!

شما به عنوان خواننده ی این وبلاگ برای من بنویسید که » بزرگترین عیب و ایراد و اشکال این وبلاگ را در چه می بینید؟ » لطفا فقط انتقاد کنید، بی رحمانه هم انتقاد کنید، باور کنید از خواندن انتقاد هایتان بیشتر از تعریف ها خوشحال می شوم. اگر دوست داشتید می توانید انتقاد هایتان را بدون ذکر نام بگذارید که راحت تر و صریح تر انتقاد کنید.

منتظرم، منتظر انتقاد های صریح، بی پرده و بی رحمانه تان…

Advertisements
این ورودی در گنجه فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

یک دیدگاه برای ”منتقدین

  1. خیلی خیلی سوالات سخت است. آخه واقعا انتقادی ندارم
    فقط یه نکته ای که دوست داشتم وبلاگت بیشتر داشته باشه این بوده که از زبان و دید خودت جامعه و اتفاقاتی که میفته رو بگی. میدونی منظورم چی است ؟
    فقط نقد کتاب و فیلم نباشه. میدونم همیشه نبوده اما اکثرا بوده. مثلا اون پست های خودشناسیت رو خیلی خوشم میاد
    حالا این از چیزی که من دوست دارم
    اما در مورد اون چند خط اولی که نوشته بودی میخوام بگم وبلاگ یعنی شخصی ترین و شاید بشه گفت جز معدود چیزایی که واقعا مال خودت است و خودت هر تصمیمی بخوای روش میتونی بگیری.
    حتی از زندگی هم بیشتر میشه در موردش تصمیم گرت . زندگی فقط مال خودت نیست. به مامان بابا و نزدیکان باید جواب داد اما اینجا اون بخشی از زندگی است که فقط مال خودت است . این بیشتر برمیگرده به وبلاگهای شخصی .

    ناگفته نماند که خود من به شخصه خیلی خیلی از نقد ها یا معرفی هایی که داشتی لذت بردم.
    میتونی اینا رو بزاری به حساب تعارف و تمجید اما خودتم میدونی نیازی نبود.

    نتونستم نگم چون نمیشد.
    اینم که میگم دوست دارم بیشتر شخصی بنویسی و گاهی اوقات از رو رفتارهات بشناسمت و نه فقط از روی آنچه میخوانی یا میبینی ….
    این فقط و فقط یه نظر کاملا شخصی است……….

  2. گاهی وقتا زیادی رسمی می نویسی !
    من نمی دونم وبلاگ چیه ! کارکردش چیه ! فقط اینو می دونم یک تمرینی شده برای شناختن بیشتر خودم ! آدما ! کتابا ! فکرا و خیلی چیزای دیگه که جاش تو دنیای واقعی کمتره !
    اما دوست داشتنی های این وبلاگ کم نیستن ! جدای از نویسنده خوبش ! لینکای روزانه اش ! ارامش وبلاگ ! اسم قشنگش ! و خیلی چیزای دیگه !

  3. سلام مسعود جان … اهواز خوش می گذره ؟

    ببین ، من فقط یه انتقاد که نه اعتراض دارم که بارها گفته م بهت ، انقدر که فکر می کنم الان اگه تکرار کنم حالت بد بشه . ولی خودت خواستی که بی رحم باشیم . بله ، اعتراض من همونه که تو چرا داستانهایی که نوشتی رو اینجا نمی ذاری که ما بخونیم و نظر بدیم ؟ من واقعا از این قضیه ناراحتم و امیدوارم که این بار به این تقاضا ترتیب اثر بدی وگرنه من دیگه ازت انتقاد نمی کنم !

  4. در مورد دعوتت هم خودت می دونی که من خیلی میلی به این بازیهای اینترنتی ندارم اما این بار از دو جهت فرق می کنه که جهت اولشو نمی گم که لوس نشه و جهت دومش اینه که این بازی درباره کتابه . پس لطفا یه فرصتی بهم بده که به یاد بیارم و با عجله ننویسم … به زودی

  5. سلام دوست من

    1- درباره خونۀ مادربزرگه:
    از این شهر سیاه و سفید به قول تو سیمانی که خسته می‌شوم به شهر کوچکم و خانه پدربزرگم پناه می‌برم، یک جایی است اختمالا شبیه خانه مادربزرگت؛ گوشه گوشه‌اش کودکیم را در خود جای داده و خاطره‌ای را برایم جاودانه کرده است. هیچگاه نمی‌توانم تصور کنم که روزی نباشد یا برجایش آپارتمانی بسازند.
    کاش نشان‌های کودکی و قدیم‌هایمان هیچگاه خراب نشود. کاش ریشه‌های خاطرات و شخصیتمان همیشه سالم و قابل بازدید دوباره باشد.

    2- این پست آخر:
    به نظرم بایدی درکار نیست. اصلی ترین کارکرد وبلاگ همانا یافتن مخاطب و حرف زدن است و به تبع آن شنیدن حرف و نظر دیگران. درواقع گسترش ارتباط، هرچند جنبه‌ی «دفترچه خاطرات» بودنش خیلی جالب است. یعنی در واقع بعد از چند سال عملا نقش دفترخاطرات را هم بازی می‌کند. هنوز مطالب زیادی از اینجا نخوانده‌ام. فکر کنم منتقد بدی نباشم، اگر حرفی داشتم بی پرده و رودربایستی خواهم گفت.

    موفق باشی

  6. سلام.
    من گفتگوهایی رو که کلامشون عمق داره ، می پسندم.وقتي تو مطلبي مي نويسي و من ميام راجع بهش نظر مي دم(و تو گاهي(!) جوابش رو مي دي) ، مثل اينه كه داريم گفتگو مي كنيم.حس مي كنم دارم عميقا مكالمه اي رو از سر مي گذرونم.اي كاربرد وبلاگ براي منه.
    حالا انتقاد….
    بعضي وقت ها مطالبت بوي يأس و دلزدگي از اجتماع رو ميده.تو در قبال اين همه فرد كه توي وبلاگ ميان سراغت ، مسئولي.يك سوال : اگر توي خونت مهمان داشته باشي ، راجع به چي باهاشون صحبت مي كني؟ از خيلي چيز ها مي نالي؟از بدي فضايي كه اونا رو فرا گرفته باهاشون حرف مي زني؟مي بريشون توي فكر كه اين ديگه چه زمونه ايه كه ما گرفتارش شديم؟………يا اينكه از كوچكترين بهانه براي شنيدن صداي خنده هاشون استفاده مي كني؟به اينكه زندگي هنوز و همچنان ادامه داره ، اميدوارشون مي كني؟با لب خندان تا دم در بدرقشون مي كني؟
    وبلاگت مثل خونته…بايد يه محيط با تم شاد باشه…به نظرم بيشتر آدم جدي اي هستي؛ولي جديت هم مي تونه با شادي و شور همراه باشه.

  7. سلام
    من که فکر می کنم وبلاگ یه محیط شخصی.یعنی هر کسی به دلخواه خودش توی اون مطلب می نویسه.حالا یه نفر دوست داره در زمینه کاریش بنویسه یا در مورد خاطرات شخصی و …ولی درنهایت اکثر افراد یه چارچوب و حد و حدودی برای نوشته هاشون در نظر می گیرن.به هر حال هر وبلاگی هم مخاطب های خاص خودش رو داره.ولی به نظرم یه مدت که می گذره یه محدودیتها و محافظه کاریهایی در مورد نوع نوشتها به وجود میاد.یعنی ممکنه نوشته ها به سمت و سویی سوق پیدا کنن که خود نویسنده هم شاید چندان تمایلی به اون نداشته باشه.که این بستگی به خود شخص و مخاطبهای وبلاگ داره.در هر صورت کسی که وبلاگی رو می خونه و در مورد نوشته های اون نظر می ده حتما یه سری از علایقش رو تونسته اونجا پیدا کنه.من تمام آرشیو رو نخوندم.ولی تا اونجایی که خوندم بعضی پستها که مخصوصا در مورد معرفی فیلمها یا کتابها بودن خیلی طولانی شده بودند.ولی در کل من از این وبلاگ خوشم میاد که برای خوندن مطالبش وقت می ذارم و نظرم رو میدم.از مطالب پیوندهای روزانه هم استفاده می کنم.

  8. شاید طبیعت شما به اندازه بعضی از پستها پیچیدست!
    تو وبلاگ برادرم هم همین پیچیدگی رو می بینم
    شاید این طبیعت پسرونست
    شاید من فقط با پستهای پیچیده مشکل دارم
    شاید زیادی کند ذهنم
    شاید شما زیادی می فهمین!
    شاید…
    خلاصه این که بعضی پستها زیادی پیچیدن
    شاید هم اون احساسی که در پس اونه پیچیدگی داره
    موفق باشی هموطن وبلاگ نویس امروز و هر روز

  9. سلام!
    http://www.aftab.ir/articles/computer_internet_infortmation_technology/internet_network/c14c1202377428_weblog_p1.php

    این اصول رو سایت آفتاب پیشنهاد داده…

    من وبلاگت رو دوست دارم…روزنوشت هات رو و ….
    آره سابقا می گفتی داستان می نویسی و خبری از اون داستانا نیست به جاش خاطره می نویسی که اونم در نوع خودش خوندنیه…

    من هم هنوز نیستم! اما هستم….این نیستی و هستی…

    سپاس!

  10. سلام…. فکر نمیکنم بشه از وبلاگ کسی ایراد گرفت و متهمش کرد..چون یک جوریی بازتاب خود شخصه و تقریبا جزیی از خود شخص…اما یک چیزی که بعضی وقتها ذهن من و مشغول میکنه (در مورد تو) اینه که ..زیاد از دنیای اطرافت نمینویسی جز خاطرات روزمره……….من خیلی کم یا اصلا ندیدم سوار موج جریانهای روز یا نقد جامعه و آدم هاش رو بکنی.. یا شاید هم از بس داد زدی و کسی نشنید منزوی شدی؟!
    اما کلا به نظرم وبلاگ مفید داشت این روزا سخته. تو که داری!

  11. وبلاک مثل خونه’ شخصیه که درش بازه همه بش سر میزنن،پس همه’ مسائل خصوصیتو توش خرج نکن’ممکنه یه روز لازمت بشن.
    یکی از چیزهایی که وبلاگت کم داره طنزه.طنز باعث راحت تر خونده شدن مطالب به خصوص مطالب طولانی و تخصصی میشه.

  12. راستی به نظر من قلم خودت از بعضی از نویسنده هایی که چند خطی از کاراشون رو به عنوان یه پست می نویسی خیلی قویتره، بعضی وقتها از نوشته های خودت بنویس

  13. وبلاگ مثل مرغ می مونه که هم تو عزا کاربرد داره هم تو عروسی. بذار ترم اول م رو بگذرونم اون وقت کارکرد اصلی ش رو به ت می گم. ولی در کل به نظرمن بستگی به نو نشته ی نویسنده ش داره. می تونه خبری باشه مثل اون وبلاگ مرد عراقی می تونه دفترچه ی خاطرات باشه و یا همین چیزی که می بینی. پس تا یه تعریف علمی از وبلاگ نداشته باشیم واقعا نمی تونیم ایراد بگیریم از وبلاگ تو یا هر کس دیگه و یا انتقاد داشته باشیم.نه؟ صبر کن پس.

  14. نمی دونم چرا فقط گاهی می تونم نظر بذارم… بیشتر اوقات نظرخواهی باز نمیشه! ولی این بار خوش بختانه باز شد. من هر وقت فرصت کنم وبلاگتونو می خونم. چون ازش خوشم میاد. روان مینویسید در عین پیچیدگی.. موفق باشید و شاد ….. الان اینجا داره حسابی برف میاد

  15. . روان مینویسی امامخاطبت خیلی خاصه خب شاید این به دنیای درونت برمیگرده اما اگه به عنوان یه رسانه بهش نگاه کنیم به سختی میشه ارتباط باهاش برقرار کرد

  16. وبلاگ کتاب نیست که نقدش کنن.اما اگه ما میایم اینجا و دائم مطالبت رو دنبال می کنیم بدون لابد نقاط قوتی در کارت وجود داشته.وبلاگ خصوصی ترین رسانه ی عمومیه که سراغ دارم.بنابراین به نقاط ضعف اهمیتی نده.اینجا محک خودتی.
    در مود دعوتت هم ممنون. حتما…

  17. به نظر من که خیلی قشنگ و جذاب و روان مینویسی ولی اگه اون پست هایی رو که در مورد معرفی کتاب ها و…… مینویسی کمتر کنی بهتره هر چند قبلا بهت گفتم ولی وقتی خودت گفتی نقد کنید منم مجبور شدم دوباره بگم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s