یک کوله پشتیِ سبز دارم از دوران دبیرستان ام باقی مانده است، قبل تر از من هم فکر کنم برادرم ازش استفاده می کرد. یک دوره ای با هم دانشگاه رفته ایم، یک دوره ای سرِ کار می بردم اش، خیلی وقت ها هم سرِ قرار هایِ مختلفی که می خواستم بروم یا می خواهم بروم همراه می برم. این اواخر آن قدر ناله و نفرین نصیب اش شده که دیگر کمتر با خودم می برم اش، آن قدر پشتِ تلفن گفته اند: «خواستی بیای اون کوله پشتی سبزِ رو نیاری ها!» یا «باز این رو دنبالِ خودت کشوندی آوردی!» یا مثلا گفته اند: «خداییش خجالت نکشیدی این زاقارت رو انداختی رو شونه هات، توی خیابون شلنگ تخته می اندازی…» که حالا دیگر گوشه ی کمدِ اتاق ام جا خوش کرده است و شاید هر از گاهی با خودم این ور و آن ور ببرم اش.
تویِ اقتصاد یک بحثی داریم با عنوانِ «مصرف تظاهری» که از گرایش به مصرفِ فزاینده می آید. هر خانوار به سطحِ مصرفِ خاصی عادت می کند و حتی اگر درآمدش کاهش پیدا کند، چون به سطحِ مصرفِ قبلی عادت کرده، سعی می کند مثلا با قرض گرفتن خودش را دوباره به سطحِ مصرفِ قبلی برساند. از طرفِ دیگر به خاطرِ طبیعت تقلید و چشم و هم چشمی و این که هر خانواده در زندگیِ روزمره ی خودش با کالاهایِ جدید تر و بهتری روبرو می شود که خانواده هایِ دیگر هم مصرف می کنند، سعی می کند تا خودش هم از آن کالاها مصرف کند و این طور مطلوبیت اش را حداکثر کند.
حالا این وسط اقتصاد چه ربطی به کوله پشتی دارد؟ راست اش با این که آدم کیف بازی – این کیف باز از اون اصطلاح هاست که خودم اختراع کردم- هستم و تویِ ویترینِ مغازه ها همیشه چشم ام دنبالِ انواع و اقسام کیف ها می گردد، ولی فعلا تصمیم به خرید کوله پشتی دیگری ندارم و فکر کنم فعلا با همین موجودِ سبز راحت تر می شود وسطِ خیابون شلنگ تخته انداخت. همین روزها هم سرم که کمی خلوت شد، می خواهم خودم و این کوله پشتی سبزِ رو به یک کتاب چرانیِ اساسی تویِ کتاب فروشی هایِ کریمخان مهمان کنم.
گفتم که بدانید…
پی نوشت: این نوشته شروعِ یک دسته ی تازه با عنوانِ چیز ها ست که قرار است درباره ی همین اشیا ی کوچک و بزرگِ دور و برمان باشد. نمی دانم دوره ی راهنمایی به شما هم می گفتند از زبانِ اشیا انشا بنویسید یا نه؟ ما را که یا بار معلمِ ادبیات مجبور کرد از زبانِ کفش ها حرف بزنیم. این دسته قرار است یک جور حرف زدن به زبانِ چیز ها باشد.
پی نوشت- دو: همه ی این ها را نوشتم، ولی بین خودمان بماند؛ چند تا از این کوله پشتی هایِ پایتخت بدجور چشم ام رو گرفته اند. کوله پشتی سبزِه خبردار نشه ها!